تبليغاتX
شیفتگان پرواز، میلی به خزیدن ندارند.
×××رنگين كمان پاداش كسي است كه تا پايان باران زير آن ايستاده باشد×××

 

گاهی اوقات که محصولی را به فروش می رسانید، با تمام تلاشی که در ارائه مناسب و مدیریت محصول و انبار انجام داده اید، مشتریان تان راضی نیستند.

این نارضایتی را تنها بخش اجتناب ناپذیر کسب و کار خود ندانید. درعوض، اینکه چگونه با مشتری ناراضی برخورد می کنید را مدنظر قرار دهید. این امر، تفاوت میان از دست دادن موقت مشتریان یا راضی نگه داشتن آنان و حتی ترغیب شدنشان به انجام معامله با شما است.

به هفت نکته کلیدی زیر توجه کنید:

1.همواره مشکلات مشتری را تایید کنید. می توانید جمله ای همانند زیر بگویید، "من بابت مشکلی که برای شما پیش آمده متاسفم. خیلی ناراحت شدم."
2.از مشتری بپرسید که آیا می توانید کاری انجام دهید که وی احساس بهتری داشته باشد. "آیا می توانم کاری انجام دهم که احساس شما نسبت به شرکت / محصول / سرویس ما بهتر شود؟"
3.به مشتری اطلاع دهید که قصد دارید کلیه جزئیات را ضبط کنید تا آن را با باقی همکاران خود در میان گذاشته و مانع از تکرار آن شوید. "آیا امکان دارد من تمام مواردی که شما می گویید مستند کنم تا آن را با همکاران خود درمیان گذارم؟ می خواهم مانع از تکرار مجدد این مشکل شوم."
4.اگر شما آن کسی نیستید که باید جواب سوالات مشتری را بدهد، به مشتری بگویید که پیگیر کار وی بوده و با وی تماس خواهید گرفت. "گویا شما با کارمندان متعددی در شرکت ما در تماس بوده اید و متاسفانه من هم اکنون نمی توانم پاسخگوی شما باشم و از این بابت عذرخواهی می کنم. اگر لطف کرده و شماره تلفن خود را به من بدهید، فردا با شما تماس گرفته و از نتیجه مطلعتان می کنم."
5.درصورت امکان، شماره تماس مستقیم خود را به مشتری بدهید تا بتواند در صورت بروز مشکل در آینده با شما تماس بگیرد. اصولا مردم دوست دارند در دفترچه تلفن خود نام افراد و شماره تماس آنها را داشته باشند تا احساس کنند همه چیر تحت کنترلشان است.
6.هرگز این جمله را به کار نبرید: "این، سیاست ماست." همه سیاست ها و خط مشی ها در مواقعی قابل انعطاف و حتی تغییر هستند. یک مشتری بدخلق هرگز دوست ندارد جمله ای در مورد سیاست شرکت شما بشنود.
7.هرگز شرکت و یا فردی را در آن مقصر جلوه ندهید. همواره متحد باشید: "من به دلیل اتفاقی که افتاده متاسفم. مورد شما بسیار نادر است، و من تمام سعیم را می کنم تا شما رضایت داشته باشید."

وقتی رو در رو و یا از پشت تلفن با یک مشتری صحبت می کنید، وی انتظار دارد که شما به وی احترام گذارید. شما همیشه در تغییر خلق و خوی یک مشتری عصبانی موفق نخواهید بود اما با استفاده از مهارت های ارتباطی موثر، شما شانس بیشتری خواهید داشت.
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 آذر1386ساعت 19:42  توسط محمد | 

نام و یاد خدا آرام بخش قلبهاست

موفقیت شما در اینجاست فقط اگر صبر کنید و بخوانید . موفقیت یعنی چه ؟ موفقیت معنای بسیار ساده و در عین حال بسیار سختی دارد .

* موفقیت *

م : مداومت : مداومت داشتن در هر کاری نشانه موفقیت است کسی که در کارهای خود مداومت ندارد مانند کسی می ماند که یک ماشین می سازد اما برای او بنزین نمی ریزد که حرکت کند خیلی از افراد کار را تا آخر می برند اما تمام نمی کنند چون مداومت ندارند .

و : وقت : استفاده کردن از وقت مسئله مهم دیگر است . زیاد شنیده اید که وقت طلاست . کسی که نتواند از وقت خود استفاده کند همیشه به مشکلات اساسی برخورد می کند .

ف : فرصت : در اطراف شما هر ماه هر روز هر ساعت و هر دقیقه فرصتهای زیادی است .این شما هستید که باید آنها را شکار کنید . و این موضوع بسیار زیبا در قانون جاذبه ( آهنربا ) است که در روزهای بعد برایتان بازگو می کنم .

ق : قدرت : اگر شما قدرت کاری را در وجود خود نمی بینید آن کار را انجام ندهید تا اول به این قدرت برسی . در فکر کردن اگر فکر کنید که برنده می شوید یا بازنده در هر دو صورت حق با شماست . شما می توانید چون کارهای بزرگتر از آن را انجام دادید . من شک ندارم که شما موفق می شوید و در این راه من مثل یک همکار با شما هستم تا شما موفق شوی . هیچگاه شک نکن .

ی : یاری : یاری خواستن از ارکان مهم در موفقیت است همیشه سعی کن از خانواده خود و دوستان بسیار دلسوز خود یاری بخواهی مطمئن باش آنها به شما کمک می کنند . آنها نمی دانند  که شما در چه زمینه ای یاری می خواهی وگرنه خودشان کمکتان می کردند . غرور را کنار بگذار چون سمی برای موفقیت است . صادق باش . صادق بودن خیلی به شما کمک می کند .

ت : تلاش : نیازی نیست که تلاش را توضیح بدهم. هم من و هم شما خوب می دانیم که این در کلام بسیار آسان است اما در عمل سخترین قسمت موفقیت است . این زمانی است که از کارت لذت نبری  اگر از کارتان لذت ببرید مطمئن باشید که زیبا ترین قسمت است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 17:11  توسط محمد | 

"هنگامی که کارها سخت گره خورده و هیچ راه چاره ای نمییابی بدان که

 به زمان گشایش نزدیک شده ای"


«حضرت علی(ع)»

===============================

"هنگامی که کارها سخت گره خورده و هیچ راه چاره ای نمییابی بدان که

 به زمان گشایش نزدیک شده ای"


«حضرت علی(ع)»

+ نوشته شده در  شنبه 16 تیر1386ساعت 13:19  توسط محمد | 
قسمتهایی از سخنان دکتر آزندمندیان در مورد نحوه Presentation صحیح که فکر می کنم خیلی به درد ما بخوره:

  1. تا مرد سخن نگفته باشد          علم و هنرش نهفته باشد
  2. Present کردن یک هنر است!
  3. تعریف کردن از خود یکی از اصول پرزنت کردن است.
  4. وقتی که پرزنت می کنی به گذشته کار نداری و مهم نیست که چه کسی بودی، مهم این است که می خواهی چه کسی بشوی!
  5. تنها راه موفقیت در Presentation داشتن یک هدف محکم است.
  6. آماده باشید، کمربندهای پرواز را محکم ببندید، میخواهیم جذاب، توانمند، زیبا و مقتدر باشیم و زیبایی های وجود خود را در معرض نمایش انسانها قرار دهیم!
  7. پرزنت به معنای هدیه است، یعنی وقتی شخصی را پرزنت می کنی داری به عزیزی هدیه ای تقدیم می کنی.
  8. انسانهای موفق نه تنها متاع ارزشمندی در وجود خود داشته اند، بلکه توانسته اند آنرا خوب پرزنت کنند.
  9. یکی از مهمترین اهدافی که باید در کارت داشته باشی، بهترین پرزنتور شدن است.
  10. مهمترین سرمایه شما در پرزنت اعتماد به نفس و خودباوری است! 
  11. هنگام پرزنت شما باور و یقین خود را پرزنت می کنید.
  12. یکی از مهمترین عوامل موفقیت شما قدرت بیان و نفوذ کلام شماست.
  13. قابلیت ها و لیاقت های فردی خود را ارتقاء دهید.
  14. در هنگام پرزنت حتما به شخص مقابل هم اجازه صحبت کردن و نظر دادن بدهید.
  15. خجالت یک باور غلط است.
  16. قدرت همه انسانها بسیار زیاد است، اما این بستگی به باور و یقین ما دارد که تا چه بتوانیم از این قدرت استفاده کنیم.
  17. همیشه به این فکر کنید که چه زیباست که برای همه صحبت کنی و یا اینکه همه منتظر این باشند که تو را ببینند و از همه زیباتر این است که تو بتوانی با پرزنت زیبای خود زندگی یک شخص رو عوض کنی.
  18. سعی کنید که در زندگی منشأ اثر باشید و بگذارید که همه به شما از یک نگاه پایین به بالا نگاه کنند.
  19. اولین مشخصه یک پرزنتور قوی، تغییر کردن خود اوست.
  20. در قرآن آمده است که:
    "احیاء یک انسان، احیاء یک ملت است."
  21. Presentation یک جاده دو طرفه است، تو خوب پرزنت می کنی و او خوب گوش می دهد.
  22. "Honesty is the best policy" یعنی صداقت بهترین و قویترین ابزار است.
  23. جذابیت وجود: برای اینکه انسانهای جذاب را جذب کنی، تو خود باید جذاب باشی.
  24. انسان جذاب: انسانی در دنیایی از اعتماد به نفس و شخصیت رهبرگونه که تمام زیبایی های وجودش در چهره خندان و متبسم او تجلی پیدا می کند.
  25. جذابیت با زیبایی فرق می کند، انسانها جذب آراستگان می شوند.
  26. نرم و ملایم و زیبا سخن بگویید.
  27. فرد محترمی باشید. ( به خود احترام بگذارید!)
  28. "اگر می خواهید ببینید که دیگران نسبت به شما چه حسی دارند، ببینید که خود شماچه حسی را نسبت به خود دارید!"
  29. متبسم باشید، شخصیت قاطعی داشته باشید گاهی نه بگویید.
  30. زبانتان باید ابزار دلتان باشد، شما باید خود پیام خود باشد.
  31. دانش و آگاهی خود را بالا ببرید تا بهتر سخن بگویید. علم و دانش و تجربه عمق جذابیت است.
  32. انسای موفق در دنیایی از اعتماد به نفس لبخند بر لب دارند.
  33. با احساس و هیجان سخن بگویید.
  34. به هنگام ارائه سخن به نیازها و منافع طرف مقابل هم فکر کنید.
  35. یک رهبر باشید و برای انسانها سخن بگویید.
  36. رهبران چگونه اند:
    الف) بسیج باورها واندیشه ها بسوی خلق هدفها، رهبری علم بر انگیختن و هدایت انسانها و سازمانهاست. رهبری برخورداری از نفوذ اجتماعی است.
    ب) رهبران از طریق افکار و رفتار فردی خود، راه را به دیگران نشان داده و آنها را تحت تأثیر قرار می دهند.
  37. خود پیام خود باشید و در مخاطب باور بسازید و به این توجه کنید که مخاطب اول باید تو را باور کند و بعد حرف تو را!
  38. اول او را مثل خود عقاب (تشنه رسیدن به هدف) کنید، بعد برایش صحبت کنید.
  39. یک عقاب باید: الف)شوق پرواز  ب)مهارت پرواز  داشته باشد.
  40. لباس سخنران باید مناسب محیط و زیبا باشد.
  41. برای مردان ساعت و کفش و برای خانمها عدم افراط در آرایش بسیار مهم است.
  42. بدن باید عطر ملایم و آرامی داشته باشد.
  43. پرزنتور باید بر روی حرکات بدن خود کنترل کامل داشته باشد و ایجاد حس آرامش کند.
  44. "!Practice makes PERFECT" به این معنا که تمرین راه کامل شدن است.
  45. انرژی بدهید، شادی بیافرینید و آموزش بدهید.

با دنیایی از عشق و هیجان صحبت کنید به شرط اینکه باور داشته باشید!

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 خرداد1386ساعت 15:26  توسط محمد | 
بشنوید از کسی که برای هدفش ......
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 خرداد1386ساعت 12:30  توسط محمد | 
 

اصل برگ برنده چنين مي گويد :

" تفاوت هاي جزيي در قابليت ها ، مي تواند منجر به تفاوت هاي بزرگي در نتايج شود . "

در صورتي كه اصول زير را در تصميم گيري هاي روزانه به كار گيريم ، كارايي بيشتري پيدا خواهيم كرد و مي توانيم افراد بهتري را جذب و حفظ كنيم ، خدمات و توليدات بيشتر و بهتري را ارائه دهيم ، هزينه ها را عاقلانه تر كنترل كنيم ، رشد و توسعه قابل پيش بيني تري داشته باشيم و سود با ثبات تري به دست آوريم .

يك تصميم قاطع براي انجام كاري متفاوت مي تواند تمام زندگي تان را دگرگون كند . تنها بايد از خودتان بپرسيد : آيا به كارگيري اين اصل برايم مفيد خواهد بود ؟ و مطمئن باشيد كه همين طور است . هر چه زندگي خود را با اين اصول همسوتر كنيد ، خوشبخت تر و موفق تر خواهيد بود . هيچ محدوديتي هم وجود ندارد .

 

1-    اصل علت و معلول :

براي هر اتفاقي دليلي و براي هر معلولي علتي وجود دارد . ارسطو مي گفت : " ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه در آن اصول و قوانين حاكم هستند ، نه اتفاقات . "

مبناي هر معلول ، علت يا علل خاصي است و هر عمل يا علتي داراي اثر است حتي اگر آن را نبينيم يا نپسنديم . موفقيت اتفاقي نيست . موفقيت يك معجزه نيست و ربطي هم به شانس ندارد . در كتاب مقدس انجيل اين مطلب با عنوان اصل كاشت و برداشت مطرح شده : " هر چه را كه انسان بكارد ، همان را برداشت خواهد كرد . " و نيوتن آن را اصل سوم حركت ناميد و چنين گفت : " براي هر عملي ، عكس العملي است مساوي و در جهت مخالف آن . "

مهم ترين اصل موفقيت فردي و كاري اين است كه شما هماني مي شويد كه اغلب به آن فكر مي كنيد . در واقع هر چه را مي بينيد يا تجربه مي كنيد ، نمايش افكار انساني است كه در پشت آن قرار دارد .

روش فوري به كارگيري اين اصل :

1-    مهم ترين حوزه هاي زندگي خود مانند خانواده ، سلامتي ، شغل و وضعيت مالي تان را بررسي كنيد .

2-    نحوه تفكر در مورد نوع زندگي تان را تجزيه و تحليل كنيد . با خودتان روراست باشيد . ببينيد چه تغييراتي مي توانيد در افكارتان ايجاد كنيد تا در بخشي از زندگي تان بهبودي به وجود آيد ؟

 

2-اصل اعتقاد :

هر چه را كه قبلا به آن اعتقاد داشته باشيد واقعيت زندگي شما مي شود . شما هميشه بر اساس اعتقادات خود عمل مي كنيد . لزوما آن چه را كه مي بينيد باور نمي كنيد بلكه آن چه را باور داريد مي بينيد . بايد دانست كه تعصب يك جور پيش داوري كوركورانه است . هرگز پيش از داشتن اطلاعات كافي قضاوت نكنيد . به خصوص در مورد خودتان و توانايي هايتان پيش داوري نكنيد . بپذيريد كه براي شما محدوديتي وجود ندارد و آن چه را كه ديگران انجام داده اند ، شما هم مي توانيد انجام دهيد . واقعيت اين است كه هيچ كس بهتر و زرنگ تر از شما نيست .

روش فوري بكارگيري اين اصل :

1-    ذهن خود را از ترديد و ترس رها كنيد و فرض كنيد هيچ محدوديتي نداريد .

2-    با باورهاي محدود كننده اي كه شما را عقب نگه مي دارد ، بجنگيد .

 

3-    اصل انتظار :

هر چه را كه با اطمينان ، انتظار وقوعش را داشته باشيد اتفاق مي افتد . شما هميشه در زندگي تان ، با صحبت و فكر كردن درباره وقايع آينده مانند يك طالع بين عمل مي كنيد . هنگامي كه با اطمينان انتظار وقايع خوبي را داشته باشيد ، معمولا برايتان اتفاق مي افتد و عكس اين موضوع نيز صحيح است . مردم نيز درست مانند آينه طرز تلقي شمارا چه مثبت و چه منفي ، به خودتان منعكس مي كنند .

روش فوري بكارگيري اين اصل :

1-    به بهترين چيزها فكر كنيد .

2-    مرتب به اطرافيان خود بگوييد كه از هر جهت عالي هستند . به خانواده خود بگوييد كه به آنها ايمان داريد و عاشقشان هستيد و به آنها افتخار مي كنيد .

3-    از خودتان بهترين انتظارات را داشته باشيد . تصور كنيد بهترين لحظه در انتظار شما است و هر چه كه تاكنون انجام داده ايد صرفا ايجاد آمادگي براي آن لحظات است .

 

4- اصل جذب :

شما يك آهن رباي زنده هستيد كه مدام مردم ، موقعيت ها و شرايطي را كه با افكار اصلي تان همخواني دارند ، به سوي خود جذب مي كنيد .

هر چيزي كه در زندگي داريد ، به علت نحوه تفكر و شخصيت خودتان به طرف شما جذب شده است . شما مي توانيد زندگي تان را عوض كنيد چون قادر به تغيير نحوه تفكر و شخصيت تان هستيد . افكار شما فوق العاده قدرتمندند و داراي نوعي انرژي ذهني هستند كه با سرعت نور حركت ميكنند . اين انرژي به قدري لطيف است كه از هر مانعي عبور مي كند .

روش فوري به كارگيري اين اصل :

1-    خودتان را به خاطر همه چيزهاي خوبي كه به زندگي تان جذب شده اند ، تحسين كنيد . سپس چيزهايي را كه مورد پسندتان نيست شناسايي كنيد و مسئوليت كامل آنها را به عهده بگيريد .

 

5- اصل ارتباط :

دنياي بيروني ، انعكاس دنياي دروني شماست و با نحوه تفكر شما ارتباط دارد .

اين اصل عجيب ، علت اغلب خوشبختي ها و ناكامي ها ، موفقيتها و شكستها ، بزرگي ها و فرومايگي هاست . گاهي اين ارتباط را " معادل ذهني " مي نامند . واقعيت اين است كه شما نمي توانيد به هدفي در دنياي بيرون برسيد مگر اين كه اول آن را در درونتان خلق كرده باشيد . روابط شما هميشه انعكاس چيزي است كه در درون شماست . ديدگاه ها ، سلامتي و وضعيت مالي تان ، انعكاس همان چيزي است كه بيشتر اوقات به آن فكر مي كنيد . شما در دنيا تنها يك چيز را مي توانيد كنترل كنيد و آن هم طرز تفكر خودتان است .

روش فوري بكارگيري اين اصل :

1-    به دنبال چيزهايي باشيد كه دنياي بيروني ، انعكاس تفكرات ، احساسات و باورهاي دروني شماست .

2-    معادل ذهني آن چه را كه مي خواهيد در زندگي بيروني تان داشته باشيد ، بسازيد .

از كتاب 100 اصل شكست ناپذير موفقيت در كار و زندگي

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 14:26  توسط محمد | 
نکاتی حیاطی در نتورک مارکتینگ که همه باید آنرا بدانند
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 فروردین1386ساعت 15:10  توسط محمد | 

اگر:

 

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R

S T U V W X Y Z

برابر باشد با:

 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

کار سخت HARDWORK

H+A+R+D+W+O+R+K

8+1+18+4+23+15+18+11=98%

دانش KNOWLEDGE

K+N+O+W+L+E+D+G+E

11+14+15+23+12+5+4+7+5=96%

دوست داشتن LOVE

L+O+V+E

12+15+22+5=54%

خوشبختی LUCK

L+U+C+K

12+21+3+11=47%

(بیشتر ما تصور نمی کنیم که این مورد خیلی مهم است ؟ )

پس چه چیز 100% را میسازد ؟

پول ؟ ... نه !!! MONEY

M+O+N+E+Y

13+15+14+5+25=72%

راهبری ؟ ... نه !!! LEADERSHIP

L+E+A+D+E+R+SH+I+P

12+5+1+4+5+18+19+9+16=89%

هر مسئله ای راه حلی دارد

تنها اگر نگرش مان را تغییر دهیم .

به قسمت بالا برگردید , به 100%

واقعا به چه چیزی برای یک قدم پیشتر رفتن احتیاج داریم ...

نگرش ATTITUDE

A+T+T+I+T+U+D+E

1+20+20+9+20+21+4+5=100%

این نگرش ما نسبت به زندگی و کار است که زندگی را 100% می سازد !!!

نگرش تان را تغییر دهید , تا بتوانید زندگی تان را تغییر دهید !!!

حالا شما جواب سئوال را می دانید ...

چه کاری انجام خواهید داد ؟

نگرش همه چیز است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 فروردین1386ساعت 15:2  توسط محمد | 
  سلام بچه ها:

عامل اصلی، که از تغییرات در زندگی انسان جلوگیری می کند ترس (ترس از شکست) است. ترس از تغییرات همواره مانع از پیشرفت انسان شده است. حتماً شما این جمله معروف را شنیده اید "اگر نمی ترسیدی چه میکردی؟" که اغلب اینگونه به این سئوال پاسخ می دهند "به جلو حرکت می کردم(به سوی موفقیت)".

به همین دلیل است که عده اندکی به دلیل اختراع و یا کشف چیزی و یا موفقیت در کاری معروف شده اند. شجاعت، جسارت و پشتکار آنها، باعث شد تا به موفقیت دست یابند. نه نامشان و یا موقعیت اجتماعیشان.  آنها به موقع تغییرات را پذیرفتند و هرگز از شکست نترسیدند.

برای تغییرات در زندگی ابتدا باید خود را تغییر دهیم

 1-شیوه تفکر خود را عوض کنیم.

2-رفتار خود را تغییر دهیم.

3-شیوه زندگی خود را تغییر دهیم.

همواره این سئوالات را از خود بپرسید و به آنها با دقت پاسخ دهید:

 1-می خواهید زندگیتان چگونه باشد؟

2-می خواهید چه آینده ای برایتان رقم بخورد؟

3-می خواهید مقصدتان کجا باشد؟

 پس برای اینکه زندگی مان تغییر کند لازم است بدانیم :

 1-باید چه باورهایی داشته باشیم.

2-چگونه فکرکنیم.

3-هر روز چه اعمالی انجام دهیم. (برنامه ریزی)

 « زمان طراحی بیست سال آینده همین الان است نه بیست سال آینده.»

دوستان بدانید موفقیت ما در گرو دو اصل است:

الف- واقعاً بخواهیم که زندگیمان تغییر کند.

ب- خود را در قبال وظایفی که داریم مسئول بدانیم.

اغلب مردم نمی دانند چه می خواهند اما بدتر از آنها کسانی هستند که می دانند چه می خواهند ولی در جهت رسیدن به آن تلاشی نمی کنند. آنها می نشینند و امیدوارند روزی به آرزوهای خود برسند.

آن « روزی » همین امروز است همین حالاست.

تنها افرادی که شجاعت وجسارت بالایی دارند به موفقیت می رسند. هرگز از شکست نترسید.

 

 

 

              اندكي صبر کن سحرنزديك است!!!!

 

 

 سربلندوست ویژن                                سرافراز ایران

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 فروردین1386ساعت 14:2  توسط محمد | 
 

بسته بودن سایت ، بهانه ای دیگر برای دشمنان وست ویژن!!

 

همانطور که می دانید در تحلیل قبلی ، امسال را سال "اعتماد سازی" در وست ویژن نامیدیم و تاکید کردیم که وست ویژن در سال 86 باید با تصمیمات سرنوشت ساز خود - اعتماد مسئولین ، اعضای وست ویژن و خصوصا افراد "جامعه" را نسبت به حرفه "نتورک مارکتینگ"، بیش از پیش جلب کند. اما یکی از دشمنان "زنجیره ای" و البته بی سواد وست ویژن که به تازگی وبلاگ نویس شده است ، در یکی از تحلیل های خود نوشته است :

 

وبلاگ The Best Of Leaders در سال جديد تحليل جالبي زده بود كه خواننده با خواندن آن فكر ميكرد كه شركت وست ويژن واقعا قصد اعتماد سازي را دارد در حاليكه اگر اينطور بود پس چرا بعد از 21 روز كه از سال جديد ميگذرد ما فقط 8 روز توانستيم از سايت استفاده كنيم؟شايد تازگيها اسم كلاهبرداري را عوض كرده اند و از كلمه اعتماد سازي به جاي كلاهبرداري استفاده ميكنند !‌؟

 

لازم است به عرض جناب آقای "شاکی" برسانم که اتفاقـآ بسته بودن سایت هم ارتباط مستقیمی با تحلیل The Best Of Leaders دارد!!

 

سال 85 یکی از مشکلاتی که با توجه به تعداد زیاد کاربران شرکت - در سایت وست ویژن وجود داشت ، اشتباهات نرم افزاری در بخش محاسبه پورسانتهای هفتگی و همچنین مدت زمان انجام محاسبات هفتگی بود که تقریبا ۲۴ ساعت به طول می انجامید. تعطیلات نوروزی سال ۸۶ فرصتی شد تا شرکت وست ویژن در اولین اقدام خود ، برخی از مشکلات سایت را با نصب یک نرم افزار قدرتمند حل کند. اما با توجه به اینکه مراحل نصب این نرم افزار هنوز به پایان نرسیده است ، عده ای از دشمنان وست ویژن با سوء استفاده از این موقعیت ، به خیال خودشان قصد ضربه زدن به وست ویژن را دارند.  

 

این در حالی است که اگر وست ویژن در سال ۸۶ هم با همان نرم افزار قبلی به کار خود ادامه می داد ، اتفاق خاصی رخ نمی داد و در صورت بروز مشکل ، مثل سابق از طریق دفتر پشتیبانی حل می شد. اما این نشان دهنده حسن نیت مدیر عامل محترم شرکت است که با بستن سایت ، روزانه میلیون ها تومان ضرر را در جهت خدمت رسانی هر چه بهتر به اعضای وست ویژن متقبل شده است. اما...!!!!!!!!!!

 

البته روی صحبتم فقط با آقای "شاکی" نیست ، شاید عده زیادی از کاربران شرکت هم از بسته بودن سایت احساس نارضایتی می کنند. اما دوستان! نباید فراموش کنیم که یک وست ویژنی واقعی ، قبل از هر چیز باید "بینش" خود را "وسیع" کند!! وگرنه مثل آقای "Ltd" و آقای "شاکی" ، به چنین روزی دچار خواهد شد!!!!!

 

و با تشکر از

The Best Of Leaders

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 11:26  توسط محمد | 

 

 استادی در شروع كلاس درس لیوانی پر از آب را به دست گرفت آن را بالا برد تا همه ببینند بعد از شاگردان پرسید:

" به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟"

شاگردان جواب دادند: 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم ......

استاد گفت من هم بدون وزن كردن نمی دانم دقیقا وزنش چقدر است. اما سوال من این است:

اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همینطور نگه دارم چه اتفاقی می افتد؟

شاگردان گقتند هیچ اتقاثی نمی افتد.

استاد پرسید:

اگر آن را چند ساعت همینطور نگه دارم چه؟

یكی ار شاگردان گقت:

دستتان كم كم درد می گیرد

" حق با توست . حالااگر  یك روز تمام آن را نگه دارم چه؟ "

شاگرد دیگری جسارتا گفت:

"دستتان بی حس می شود

عضلاتتان به شدت تحت فشار قرار می گیرد و فلج می شویدو مطمئنا كارتان  به بیمارستان خواهد كشید"

و همه شاگردان خندبدند.

استاد گفت:

"خیلی خوب است اما آیا در این مدت وزن لیوان تغییر كرده است؟

شاگردان جواب د ادند: نه

" پس چه چیز باعث درد عضلات  می شود؟ در عوض من چه كنم؟

شاگردان گیج شدند. یكی از آنها گفت : " لیوان را زمین بگذارید".

استاد گفت : " دقیقا ! مشكلات زندگی هم مثل همین است.

اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید ، اشكالی ندارد.

اما مشكل وقتی به وجود می آید كه تصمیم میگیریم مشكلاتمان را، چه سبك چه سنگین مدتها در ذهن نگه داریم.

منبع: تيم آموزشی وست ويژن

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 فروردین1386ساعت 16:42  توسط محمد | 

نظریه‌ اشباع در بازاریابی شبکه‌ای

تابان خواجه نصیری

در این مقاله عقیده‌ام را در مورد موضوع «اشباع» در «بازاریابی شبکه‌ای» نوشته‌ام؟ این سوالی است که اخیراً در جلساتی که داشته‌ام از من بسیار پرسیده شده است. قصد دارم در این مقاله هرچند کوتاه به این قضیه اشاره کنم و تا آنجا که امکان داشته باشد، موضوع را برای علاقمندان به این مدل کسب و کار بازتر کنم.

در «بازاریابی شبکه‌ای» که توضیح و خلاصه تعریفی از آن در مقالات قبلی‌ام که در سایت نیز آرشیو شده، آمده است، موضوعی به صورت یک جور نظریه مطرح است که به «اشباع» یا (Saturation) معروف است. منظور از این تئوری این است که هنگامی که افراد برای جذب Downline به Networking یا همان «معاشرت» روی می‌آورند، در مقطعی از زمان یا مکان، به افرادی برخورد می‌کنند که گرچه در میان افراد بازار هدف مورد نظرشان قرار دارند و از جمله افرادی مستعد و علاقه‌مند شناخته شده‌اند، اما قبلاً جذب یکی از شاخه‌ها شده‌اند و خود در میان زنجیره‌ بازاریابی قرار دارند. این تئوری، با دیدی منفی نسبت به قضیه، معتقد است که چون بازار «اشباع» می‌شود، پس فعالیت دیگر فایده‌ای ندارد و کار بازاریابی همین جا متوقف می‌شود.

شخصاً به همراه بسیاری دیگر از کارشناسان و فعالان در این زمینه معتقدم که چنین تصور و نظریه‌ای یک جورایی مضحک و خنده‌دار است. «اشباع» یک موضوع نادر و صرفاً تنها یک تئوری است. «بازاریابی شبکه‌ای‌» موضوع تازه‌ای نیست - اگرچه بتازگی در ایران شناخته و تا این حد فراگیر شده است - بیش از چهل سال از عمر آن می‌گذرد و افراد بسیاری در سرتاسر دنیا بر اساس این مدل کسب و کار، دارند کار می‌کنند، در آمریکا، کانادا و اروپا و حتی استرالیا. هزاران شرکت محصولات خودشان را از این طریق مستقیماً به دست مشتریان خود می‌رسانند و بدین ترتیب کالا و خدمات (مصرفی) شان را به فروش می‌رسانند. وقتی می‌گوییم «اشباع» در سرتاسر گیتی، یعنی وضعیت به جایی برسد همه‌ افراد جزئی از سیستم بازاریابی شوند به طوری که تلاشها به هیچ نتیجه‌ای نرسد. اما من معتقدم، این تنها یک دید یا نگرش منفی است و در بازاریابی شبکه‌ای دید منفی یعنی توقف و همین. اساس بازاریابی شبکه‌ای، در معاشرت است، اساس معاشرت یا نتورکینک در ایجاد و حفظ ارتباط و ایجاد جو اعتماد متقابل است.

بسیاری از شرکتها در زمینه بازاریابی شبکه‌ای کار می کنند و ما به مردم این آگاهی را می‌دهیم که این یک موضوع اخلاقی است و از این اهمیت برخوردار است که البته با یک دید مثبت، بهترین شرکت / تولیدکننده و همچنین بهترین کالا یا خدمات را از لحاظ مرغوبیت و کیفیت برای بازاریابی انتخاب کنند. ایجاد و حفظ اعتماد بین افراد اسپانسر کننده و Downline یا زیر مجموعه‌ها، و بار دیگر تاکید می کنم، با یک نگرش مثبت، کار را به جلو هدایت می‌کند.

از طرف دیگر، هر روز افراد بسیاری به دنیا می‌آیند که در آینده نیازهای مشخص و گاه مشترکی دارند که به نوعی در بازارها و مخاطبین هدف یک شرکت / سازمان / تولیدکننده یا ارائه کننده خدمات قرار می‌گیرند، روزی بالاخره این افراد جدید به سن هجده سالگی می‌رسند و می‌توانند مدل کاری و شرکت و کالا یا خدمات مورد نظرشان را انتخاب کنند، حال آنها را می‌بینیم که شروع به فعالیت می‌کنند و کالا یا خدماتی مصرفی شرکت یا تولید کننده‌ای را به دیگران توصیه می‌کنند و از این راه - اگر شرکتهایی که انتخاب کرده‌اند اصول، اخلاقیات و تعهدات و قوانین را رعایت کنند و اعتماد مجموعه را با ارائه کیفیت خوب و تحویل به موقع و حتی سایر خدمات (مثلاً خدمات پس از فروش و ضمانت نامه و ... به خود جلب کرده باشند)- برای خود کسب درآمد می‌کنند، این افراد ممکن است در جایی به افرادی در دایره دوستان و آشنایان خود (همان میانگین ۳۰۰ نفر) برخورد کنند که خودشان - شاید مثلاً چهل سال پیش - در شاخه ای دیگر جذب سیستم بازاریابی آن شرکت شده اند، ولی این دلیل نمی‌شود که ما بازار را «اشباع شده» بدانیم. «معاشرت» مداوم سر لوحه «بازاریابی شبکه‌ای» است یعنی افراد باید سعی کنند که در ارتباط و معاشرت مداوم با مخاطبین هدف خود باشند. من در سمینارهایم راههایی را آموزش می‌دهم که چطور افراد می توانند از اینترنت به عنوان یک ابزار قوی و موثر در این جهت استفاده کنند و البته با یک دیدگاه مثبت و رو به جلو، نه با منفی بافی.

بحث «اشباع» شدن بازار، یک دیدگاه منفی است که فقط جلوی فعالیت مردم را می‌گیرد. دایره دوستان و آشنایان اگر حتی بیش از ۳۰۰ نفر هم باشد، روزی اشباع می‌شود، فرض را بگیریم که همه در زیر مجموعه‌های شما و یا افراد بالاتر از شما قرار گرفته‌اند، بازاریابی اما متوقف نمی شود، از دایره ها فراتر می‌رود، از شهرها و کشورها هم فراتر می‌رود اما مطمئن باشید که بازاریابی شبکه‌ای برای پول درآوردن و یک شبه میلیاردر شدن نیست، کاری است مثل هر کار دیگر، کار می‌برد، هزینه باید کرد و وقت بسیاری ممکن است از شما بگیرد، چرا که شما باید در یک فرآیند آموزش دیدن و آموزش دادن (حمایت Downline) مداوم باشید و این طرحی نیست که به این زودی‌ها به اشباع برسد، گرچه این را می‌دانیم که هر چه در پایین ترین سطوح باشیم (مثلاً برای کالایی که مدل بازاریابی شبکه‌ای برایش از ۴۰ سال پیش شروع شده است) کار بازاریابی اصولاً سخت تر می‌شود و نیاز به صبر و تحمل بیشتری هست و فعالیت بیشتر. توجه داشته باشید که من همیشه گفته‌ام که اصولاً بازاریابی (حتی شبکه‌ای) با یک شیوه‌ و استراتژی کششی یا جذب افراد (PULL) کار می کند و نه شیوه‌ها و روش‌های تحمیلی و زوری (Push) - برای این نوع بازاریابی باید شرایطی مهیا باشد یا مهیا شود و این زمان می‌برد و کار بسیار مشکلی است.

توجه داشته باشید که فعالیت‌های بازاریابی شبکه‌ای نباید با شیوه های مخرب مثل استفاده از اسپم و اسکم توسعه یابد. یکی از علت ها برای شکست خوردن و متوقف شدن بازاریابی شبکه‌ای، استفاده از طرح‌هایی است که ادعا می‌کنند این کار بسیار ساده است و این کار شما را یک شبه مولتی میلیاردر می‌کند، اصلاً چنین نیست، یک فعالیت شبکه‌ای، شاید سالها طول بکشد که جای خود را باز کند و موفق به پیش رود، متاسفانه آنهایی که برای آغاز فعالیت‌های خود یک محدوده زمانی مطرح می کنند تا افراد هرچه سریعتر زیرمجموعه‌های خودشان را تکمیل کنند، کار بازاریابی را با ... اشتباه گرفته‌اند.

برای بازاریابی صحیح و اخلاقی و قانونی باید طرح داشته باشید، تحقیق و مطالعه و تست کنید و بعد اقدام کنید، و پیگیری داشته باشید و در عین حال خلاقیت داشته باشید و خیلی عوامل دیگر که مجالی برای گفتن آنها نیست، اما نه، این مسلم است که یک شبه نمی‌توانید میلیاردر شوید.

با تشکر از وست تبریز

+ نوشته شده در  جمعه 25 اسفند1385ساعت 13:22  توسط محمد | 

 من تعصب خشك و خالی به وست ویژن نداشته و دشمنی با هیچ نتوركی را ندارم بلكه واقع بینانه به نتوركها نگاه كرده حقایق را بازگو مینمایم.

چند صباحی است كه وقتی برای بروز رسانی، وبلاگ خود را باز میكنم با نظرات دوستانی مواجه میشوم كه گاها دور از نزاكت و دور از شخصیت یك ایرانی اصیل میباشد.

مدتی است عزیزان بازدید كننده مرا مورد بازخواست قرار میدهند فحش و ناسزا میگویند و حتی گاهی اوقات مرا تهدید هم میكنند. اما چیزی كه برای من مهم است بازگو كردن حقایق میباشد و برای این كار از هیچ چیز و هیچ كس باكی ندارم حتی اگر سرم در راه حقیقت برود. 

از اینكه میبینم بعضی از افراد از الفاظ بد استفاده میكنند و خود را یك ایرانی میدانند در شگفت هستم كه آیا اینان خجالت نمیكشند نام ایرانی بودن را به خود میگذارند و سنگ نتوركهای خارجی را به سینه میزنند و فحش و ناسزا میدهند.

- عده ای فحش ، ناسزا و تهدید میكنند كه دست از سر نتوركهای دیگر بردارم در حالیكه بنده كارم فقط اطلاع رسانی میباشد و چیزی جز حقیقت در مورد بعضی از نتوركها درج نكرده ام و به كار خودم نیز ادامه خواهم داد تا بتوانم دست نتوركهای كلاهبردار را برای همه رو كنم.

- عده ای هم خود را یك وست ویژنی یا یك دوست معرفی میكنند و مرا مورد انتقاد قرار میدهند و گاهی اوقات فحش و ناسزا هم میدهند و ادعاهایی از وست ویژن دارند. اما اگر در مورد این ادعاها خوب توجه كنیم میفهمیم كه این ادعاها بی پایه و اساس میباشند كه تبدیل شده اند به سلاحی برای بهانه جویی در دست دوستان و سلاحی برای ضربه زدن بر پیكره وست ویژن در دست دشمنان.

ادعاها عبارتند از:

1- همایش 15 هزار نفری كه قرار بود انجام شود چه شد؟

2- شركت جز چند تیكه سنك محصول دیگری ندارد.

3- محصولی كه قرار بود جایگزین كارت تسهیلات بشود چه شد؟

4- پورسانتها نقد نمیشود.

5- ساپورت بالاسری نداریم.

6- شركت دروغ میگوید و وعده و وعید میدهد.

7- بلاك شده ایم.

8- مگر قرار نبود 17 اسفند مدرك قانونی رو شود پس چه شد؟

9- شما هم فقط بلد هستید از شركت تعریف كنید و نظرات را سانسور نمایید.

من این ادعاها و امثال این ادعاها را بهانه ای بیش نمیدانم. و از این افراد كه خود را دوست وست ویژن و وست ویژنی معرفی میكنند میپرسم اگر شما واقعاً همانی كه میگویید هستید باید خود، جواب این سوالات خود را تا حالا پیدا میكردید كه پیدا نكردن جواب حاكی از دروغ شما است. ولی باز من با تحلیلی جواب شما را میدهم هرچند میدانم آنكه میخواهد بهانه بیاورد باز بهانه ای در آستین خواهد داشت و این جمله را با صدای بلند داد میزنم كه:

جهان به تلاش پاداش میدهد نه به بهانه جویی

1- در مورد همایش 15 هزار نفری كه آنروزها نیز گفته شد به خاطر انتخابات و سوء استفاده تبلیغاتی دشمنان این همایش از طرف شركت لغو شد. در ثانی مگر همایشهای قبلی كم بودند كه منتظر همایش 15 هزار نفری هستید؟ مگر شما برای همایش كار میكنید؟ كدام نتورك را میشناسید كه به اندازه وست ویژن توانسته باشد همایش برگذار کند و یا حتی یك همایش بالای 300 نفری برگذار كند؟

تنها نتوركی كه توانسته به غیر از وست ویژن همایشی برگذار كند نتورك آسونت میباشد كه آنهم با دستگیری شركت كنندگان در این همایش آبرو ریزی بزرگی برای این نتورك بوجود آورد و بعد از آن دیگر نتوركی قادر نشده پا جای پای وست ویژن بگذارد و همایشهای بزرگی را ترتیب دهد.

2- از به اصطلاع دوست عزیزی كه ادعا میكند شركت جز چند تكه سنك محصول دیگری ارائه نمیدهد باید عرض كنم كه اگر هر چند وقت یكبار وارد سایت بشوید خواهید دید كه محصول جدید گذاشته میشود و هرگاه آن محصول عموم پسند باشد حتی در عرض چند ساعت تمام میشود كه نمونه آن 6 محصول جدید در این هفته بود كه سه محصول آن در عرض 2 روز تمام  شد و فقط سه محصول مانده كه اینها هم مطمئنا به زودی تمام میشوند چون خرید بالاست. و این را هم میدانم كه شركت وقتی محصول را در سایت قرار میدهد كه بیش از هزار عدد از آن موجود باشد و به آنهایی كه ادعایی غیر از این دارند عرض میكنم كه تنها زیر مجموعه بنده حداقل 20 قلم محصول را در این دو روز خریداری كرده اند حال در كل مجموعه ها حساب كنیم كه معلومه حق با ماست.

3- در مورد محصولی كه قرار بود جایگزین كارت تسهیلات شود باید بگویم كه شركت دروغ نگفته است فقط مشكل اینجاست كه شركت دو مورد پلن كاری مجزا از هم دارد یكی سیلور دیگری گلد كه متاسفانه مطالبی كه گفته میشود از هم تفكیك نمیشود كه مال پلن سیلور میباشد یا پلن گلد. جایگزین كارت تسهیلات در پلن گلد میباشد نه پلن سیلور. و اگر واقعا وست ویژنی بودید این موضوع را از بین جملات میتوانستید بیرون بكشید كه شركت محصولی به جای كارت تسهیلات ارائه بدهد كه ارزش آن بالغ بر 80 هزار تومان باشد این در حالی است كه ما فقط برای خرید مبلغ 60 هزار تومان بدهیم و دو محصولی یكی به ارزش 25 هزار تومان دریافت كنیم و دیگری به ارزش 80 هزار تومان.

4- مدیر عامل شركت بارها گفته است كه شركت ما نیامده برای آنهایی كه بخواهند مفت پول به جیب بزنند پورسانت بدهد بلكه آنهایی كه بازاریابی كنند پورسانت میگیرند و حال اگر ما واقعا بازاریابی كنیم به راحتی میتوانیم پورسانتهای خود را نقد كنیم و اینكه پورسانتها نقد نمیشود بهانه ای بیش نیست.

5- آنهایی كه آمده اند بازاریابی كنند و پورسانت دریافت نمایند هیج نیازی به بالاسری ندارند چون شركت وست ویژن دفتر دارد و میتوان از طریق خود دفتر ساپورت شد و در ضمن ما تا كی باید متكی به بالاسری خود باشیم.

6- آنهایی كه میگویند شركت دروغ میگوید و وعده و وعید میدهد لطفا این را به من ثابت كنند چون بنده تا حالا موردی را ندیدم كه شركت گفته باشد و بدان عمل نكرده باشد شاید كم كاری در انجام دادن به موقع بعضی از موارد به خاطر پاره ای از مشكلات (در مورد مشكلات شركت توضیحات زیاد داده ایم برای همین از توضیح مشكلات شركت صرف نظر میكنم.) صورت گرفته باشد اما تا حال موردی نشده كه وعده ای شركت داده باشد و بدان عمل نكند و این را میدانم كه متاسفانه بعضی از لیدرها به نام شركت وست ویژن وعده هایی به زیر مجموعه خود میدهند و تمام مشكلات خود را نیز به شركت وست ویژن ربط میدهند كه این موارد ربطی به خود شركت ندارد.

در ضمن لازم دیدم مطلب تحلیلی وبلاگ The Best Of Leaders را عینا در این قسمت تحلیلم درج كنم:

امروز شما بهترین دفتر پشتیبانی را با تابلوی زیبای وست ویژن در اختیار دارید اما دفتر پشتیبانی ما بیشتر شبیه یک خانه بود تا دفتر!!! شما امروز قدرتمندترین و زیبا ترین سایت را در اختیار دارید اما صفحه اول سایت ما عکس " گل رز" بود!!! امروز کارتهای شما با پست جمهوری اسلامی ارسال می شود اما زمان ما از پست خبری نبود و باید خودمان از بین صدها کارت ، کارتمان را پیدا می کردیم!! سال گذشته در همین ماه همه تاپ لیدرها بسیج شده بودند تا محصولات را خودشان به دست اعضای وست ویژن برسانند و هزاران مشکل دیگر که همه آنها امروز حل شده است.

حالا گیریم که شرکت بنا به دلایلی که به صلاح شرکت و اعضای آن بوده است ، به چند وعده خود هم عمل نکرده باشد...چطور وقتی بدون اطلاع قبلی آرم هکر سیف و وری ساین را روی سایت دیدید چیزی نگفتید!؟ این همه خدمت کم بود؟ این همه همایش و نمایش افتخار با حضور مسئولین عالی رتبه دولتی کم بود؟ بد نیست کمی هم انصاف داشته باشیم!!!

7- میگویند بلاك شده ایم. در حالیكه تنها كسانی بلاك شده اند كه كار نمیكنند و زیر مجموعه خود را رها كرده اند. آنهایی كه كار میكنند بلاك نشده اند و اگر هم شده اند با اطلاع دادن به شركت بلاك آنها باز شده است و هیچ مشكلی هم در این زمینه برای افراد فعال وجود ندارد.(در این رابطه هم تحلیلی وبلاك تاپ لیدرز زده است و همه از آن آگاهیم.)

8- آری قرار بود 17 اسفند مدرك قانونی شركت وست ویژن برای همه رو شود اما اگر این رو شدن مدرك فعلا به زیان شركت باشد آیا باز باید شركت مدرك را رو كند؟ در ثانی مگر ما به قانونی بودن شركت وست ویژن شك داریم؟ اگر شك داریم بهتر است دست از كار كشیده منتظر بمانیم.

اگر آقای آرش رزقی ، آقای شهروز زرگر و آقای تایماز ولیزاده مثل ماها فكر میكردند و بهانه می آوردند تا حالا هیچ كدام نمیتوانستند جایگاه پلاتینیوم را فتح كنند. آنها به جای بهانه تراشی و به جای داتما رفتن از این نتورك به آن نتورك، ماندند و تلاش كردند تا به این مقام رسیدند. مگر این بهانه ها كه میگوییم برای آنها هم وجود نداشت؟

9- از كسانیكه مرا متهم به تعریف از شركت میكنند میخواهم شركتی را برای این جانب معرفی كنند كه:

الف- ایرانی باشد و ایرانی بودن خود را انكار نكند.

ب- دفترمجزا با تابلو خود شركت در جلوی درب دفتر آن نصب شده باشد.

ج- مدیری با سواد و خلاق داشته باشد.

د- توانسته باشد همایشهای بزرگ برگذار كرده و در نمایشگاههای بزرگ بطور چشمگیر شركت كرده باشد.

ه- و ... كه در آخر بتوان آن نتورک را با وست ویژن مقایسه كرد.

 آنوقت بنده از وست ویژن تعریف نخواهم كرد.

در مورد نظرات كه سانسور میشود میگویم تا زمانیكه بعضی از افراد بویی از نزاكت نبرده اند و جز فحش  چیز دیگری بلد نیستند و دائما ایراد میگیرند، سانسور شدن نظرات ادامه خواهد داشت.

در آخر من نیز مثل وبلاگ The Best Of Leaders داد میزنم و از خود میپرسم ما برای وست ویژن چكار كرده ایم؟؟

با تشکر از وست تبریز

+ نوشته شده در  جمعه 25 اسفند1385ساعت 13:18  توسط محمد | 

ديکته نا نوشته غلط نداره !

 

دو گروه از افراد اشتباه نمي کنند " کودکان خوابيده در گهواره " و " مردگان در گور " ، برخي نيز بر اين باورند که " ديکته نانوشته غلط ندارد !" ، اگر بپذيريم که اين ضرب المثل ها در باور و تجارب انسانها ريشه دارند اين سئوال به ذهن شما مي رسد که اگر در مقام يک راهبر در کاري اشتباه کنيد آيا به آن اعتراف مي نماييد ؟ آيا پذيرفتن اين واقعيت که مرتکب يک اشتباه شده ايد دشوار است ؟ مطمئن باشيد پذيرفتن يک اشتباه از جانب يک راهبر چندان دشوار نيست .هيچ کدام از بازار ياباني که با شما کار مي کنند به دليل اينکه شما يک راهبر هستيد شما را مصون از خطا نمي دانند. پس ، در صورت انجام کار اشتباه ،سعي نکنيد آنرا توجيح کنيد و به اظهارات نا معقول توسل جوييد . بلکه بهتر است براي پيشرفت کار و کاهش خسارات احتمالي مادي و اعتباري اشتباه خود را بپذيريد .

 

اگر پس از انجام اشتباه در کار آنرا با انواع ترفندها براي بازار يابان خود صحيح جلوه دهيد علاوه بر خسارات احتمالي اتفاقات ديگري نيز مي افتد . در اين صورت مخاطبين و بازار يابان شما تقريبا متوجه مي شوند آنچه را که توجيه مي کنيد اساسا غلط مي باشد .و اين کار نتيجه اي جز سلب اعتمادبازاريابان شما نسبت به مديريت يک مجموعه را در پي نخواهد داشت .از اين رو ،موجه نشان دادن اشتباهي که در کار پيش آمده ،تسلط شما را بر مجموعه تان که براي پيشبرد کار لازم است کاهش مي دهد و توان شما را براي رهبري آنان ضعيف خواهد کرد .بنابراين در چنين مواردي تنها راه براي کسب اعتبار نزد ديگران و حفظ احترام خود ودر نهايت ، تشويق بازاريابان مجموعه به احساس مسئوليت در قبال شرکت و کار آن است که با فروتني اظهار کنيد که اشتباه کرده ايد . اگر انسان در چنين مواردي غرور کاذب را در خود سرکوب نمايد کار بسيار معقولي انجام داده است .به خصوص اگر بازاريابان مجموعه شما مخاطبتان باشند تحت تاثير شخصيت قابل ستايش شما قرار خواهند گرفت  زيرا با اين رفتار نشان داده ايد که نمي خواهيد آنچه را که همه نادرست مي دانند به  آنها تحميل کنيد .

 

بطور کل اين کار دو مزيت عمده به همراه دارد :

نخست اعتراف راهبر به اشتباه خود موجب مي شود که اعتماد بازاريابان به انصاف و قضاوت صحيح او جلب گردد و هنگامي که راهبر خطاي يکي از بازاريابان را مطرح مي کند به راحتي استدلالهاي او پذيرفته شو د و از سوي ديگر بازاريابان نيز رفتار شايسته راهبر را الگوي خود قرار مي دهند و در چنين حالتي باعث رشد و اعتلاي مجموعه و همچنين استقرار بيشتر شرکت مي گردند. به طور مثال اگر بازاريابي در آموزش و يا انتقال اطلاعات نقص داشته باشد يا اشتباهي مرتکب گردد و بعدا متوجه آن نقص شود ، بدون آنکه خود را ببازد ويا احساس شرم کند ، با مراجعه به راهبر ، اطلاعات نادرست را تصحيح خواهد کرد . بنا براين اگر فرهنگ اعتراف به خطا از طريق انتقاد سازنده از خود در ميان مجموعه را ترويج کنيد ، چه بسا با اين روش بتوانيد از وارد آمدن خسارات يا صدماتي به مجموعه يا شرکت جلوگيري کنيد ودرضمن موفق به ريشه يابي شويد که همواره بر سر راه پيشبرد مجموعه تان وجود دارد . اگر مي خواهيد بازاريابان مجموعه شما به راحتي اشتباهات خود را تصحيح کنند به راهنمايي آنان  بپردازيد . به طور مثال اگر دو بازارياب شما در انتقال اطلاعات و آموزش دچار تناقص گويي و احياناً خطا شده اند آنها را تخريب نکنيد بلکه آنها را راهنمايي کرده و مثال بازاريابي را بزنيد که کارهايش را به نحوه احسن انجام مي دهد ،با اين عمل ،آنها بجاي آنکه در مورد خطاي خود موضع تدافعي بگيرند ،با اطمينان خاطر نسبت به عکس  العمل شما ، به خطاي خود اعتراف خواهند نمود . بنابراين از امروز تصميم بگيريد جهت ارتقاء کيفي و کمي کار مجموعه تان به اشتباهات خود اعتراف نماييد.

 

مديريت روابط عمومي و امور بين‌الملل وست‌ويژن مهندس مهدي اسماعيلي

 

The Best Of Leaders

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اسفند1385ساعت 22:29  توسط محمد | 

 

پنج نکته کلیدی برای برگزاری جلسات موفق

 

 

اولین چیزی که باعث می شود افراد یک مجموعه با هم ارتباط بیشتری داشته باشند و اطلاعات یکدیگر را تکثیر کنند ، برگزاری جلسات آموزشی است. متاسفانه در بسیاری از مجموعه ها جلسات بسیار ضعیف برگزار می شود و به جای اینکه به افزایش کارایی مجموعه منجر شود ، باعث می شود اعضای مجموعه ناکار آمد تر و ناموثر تر شوند. یک راهبر موفق باید مهارتهای لازم برای برگزاری و اداره موثر جلسات را بیاموزد و این مهارتها را به اعضای مجموعه خود انتقال دهد. برگزاری یک جلسه موفق به نکات بسیار زیادی بستگی دارد که پنج نکته کلیدی آن را برای شما بازگو می کنیم ؛

 

1- قبل از برگزاری جلسه آماده باشید :

شما باید قبل از برگزاری جلسه کمی وقت صرف آماده سازی خود کنید و در نتیجه کارایی جلسه را بالا ببرید. قبل از هر چیز باید موضوع جلسه را انتخاب کنید و با مطالعه جزوات آموزشی ، کتابها و وبلاگها اطلاعات خود را بالا ببرید. ضمن اینکه از تجربیات لیدر خود هم در این زمینه می توانید استفاده کنید، بنابراین قبل از هر جلسه از او بخواهید تا اطلاعات جدیدی در مورد شرکت در اختیار شما قرار دهد. بهتر است به جای اینکه وقت جلسه را به فهماندن دلیل جلسه اختصاص دهید ، آن را به نتیجه گیری از جلسه اختصاص دهید.

 

2- سر موقع شروع کنید و سر موقع هم تمام کنید(یا حتی زودتر):

با توجه به قدرت همانند سازی در نتورک مارکتینگ ، سعی کنید جلسات را سر موقع شروع کنید و سر موقع هم تمام کنید. متاسفانه بسیاری از لیدرها جلسات را با تاخیر شروع می کنند و از آن طرف هم زمان تعیین شده برای جلسات را نادیده می گیرند. شما باید به وقت افراد احترام بگذارید و کاری نکنید که آنها مدام به ساعت خود نگاه کنند!

 

3- تمرکز بر موضوع اصلی را حفظ کنید:

اجازه ندهید جلسه به طور کامل از موضوع اصلی خارج شود. شاید خیلی ها ترجیح بدهند در آن جلسه هر کاری بکنند جز صحبت درباره موضوع اصلی. اما شما باید روی موضوع اصلی تمرکز داشته باشید. متاسفانه بسیاری از لیدرها پراکنده گو هستند و خیلی زود از بحث اصلی خارج می شوند و بیشتر ترجیح می دهند خاطرات شخصیشان را تعریف کنند! تمرکز روی موضوع اصلی باعث می شود جلسه ثمر بخش باشد و وقت افراد بیهوده هدر نرود.

 

4- افراد را مجبور کنید تا در بحث ها شرکت کنند:

اگر در جلسات فقط یک یا دو نفر حرف بزنند ، آن جلسه بسیار خسته کننده خواهد شد. متاسفانه بسیاری از لیدرها فکر می کنند همه چیز را می دانند و اجازه نمی دهند دیگران در بحث ها شرکت کنند. ای کاش آنها می دانستند که با این کار باعث تحقیر و سرکوبی نظرات و مشارکت های دیگران می شوند. شما باید اجازه بدهید همه افراد وارد بحث شوند و حتی در بعضی مواقع خودتان آنها را وارد بحث کنید تا اعتماد به نفس آنها بیشتر شود.

 

5- بازخورد جلسه را دریافت کنید:

این کار می تواند روش خوبی برای تعیین میزان تاثیرگذاری و ثمربخشی جلسه باشد. شما با این کار هم می توانید از کارهای مثبتی که انجام داده اید باخبر شوید و هم اینکه متوجه ایرادهای خود در برگزاری و اداره جلسه شوید. بنابر این از حاضران بخواهید نظر و برداشت خود را در مورد جلسه ، به صورت شفاهی یا کتبی بگویند.

 

The Best Of Leaders

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 13:10  توسط محمد | 
 

 

تکنیکهای ارتباط غیر کلامی در هنگام "پرزنت"

 

 

 

شاید در اطراف شما نتورکرهای زیادی وجود دارند که در هنگام پرزنت ، با مهارت خاصی با دیگران ارتباط برقرار می کنند و با قدرت کلام خود خیلی زود شنونده را تحت تاثیر قرار می دهند. این رفتار یک رفتار ماهرانه اجتماعی است که باعث می شود دیگران آنها را افرادی موفق و با کفایت تلقی کنند. بخشی از این رفتارها کلامی و بخشی دیگر غیر کلامی هستند. متاسفانه اکثر پرزنتورها به ارتباط کلامی و قدرت بیان ، بیشتر از ارتباط غیر کلامی اهمیت می دهند. این در حالی است که در یک تعامل دو نفره ، 33 درصد از معانی و مفاهیم از طریق روش های کلامی و 66 در صد آن از طریق روش های غیر کلامی رد و بدل می شود. در واقع بعضی از رفتار ها که کارکرد ارتباطی دارند (مثل ژست ها ، لبخند زدن ، حرکات سر و ...) به رفتارهای غیر کلامی معروفند. یک پرزنتور باید یاد بگیرد چگونه با ارتباط غیر کلامی و فیزیکی خود در جهت نافذتر کردن کلام خود استفاده کند. به طور مثال اگر در هنگام پرزنت بخواهد چند نکته را برای طرف مقابل به شکل تاکیدی بیان کند ، بهتر است روی هر کدام از کلمات کلیدی تن صدای خود را بالا ببرد  و سپس کمی مکث کند تا مخاطب آنها را به ذهن بسپارد. در این تحلیل به طور خلاصه ، به بررسی چند رفتار غیر کلامی در هنگام پرزنت پرداخته ایم که امیدواریم مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد.

 

ایستادن :

معمولا افرادی که پایگاه اجتماعی بالاتری دارند ، راحت تر می ایستند و بالعکس افراد پائین تر ، رسمی تر می ایستند و سعی می کنند با دستان خود حالت احترام را حفظ کنند و به خود چندان اجازه نمی دهند به فردی که از لحاظ اجتماعی از آنها بالاتر است زیاد نزدیک شوند. در جلسات معارفه سعی کنید با نوع ایستادن ، احساس خاصی را به طرف مقابل القاء کنید و یا بالعکس اگر طرف مقابل در برابر شما چنین رفتاری از خود بروز داد، به این معنی است که او موقعیت اجتماعی خود را پائین تر از شما می داند.

 

نشستن :

در هنگام پرزنت اگر دیدید طرف مقابل به سمت جلو خم شده است ، بدانید که بحث شما برای او جالب بوده است. سعی کنید شما هم در هنگام پرزنت به سمت جلو خم شوید و از نشستن به صورت خیلی رسمی و شق و رق خود داری کنید. صاف و شق و رق نشستن می تواند نشانه اضطراب و ناراحتی باشد و در مقابل ، لم دادن نشانه بی اهمیتی و جدی نگرفتن و البته در بعضی مواقع نشانه "راحتی" است. تحقیقات نشان داده است که اگر دو نفر در یک تعامل نشسته با هم تفاهم داشته باشند ، احتمالا وضعیت مشابهی در نشستن به خود می گیرند. به این اصل در روانشناسی بازتاب آئینه گون بدن می گویند.

 

حالات سر و صورت :

اگر حرفهای شما به عنوان یک پرزنتور برای طرف مقابل جالب باشد با تکان دادن و بالا و پایین بردن سر ، شما را به سخن گفتن بیشتر ترغیب می کند تا زودتر به نکاتی که می خواهد بداند دسترسی پیدا کند. حالا شخصی را در نظر بگیرید که ادعا می کند در پرزنت بسیار مسلط است و کنترل خوبی روی فرآیند معارفه دارد اما وقتی در هنگام پرزنت به چهره اش نگاه می کنید آثار سرخ شدن و عرق کردن را در صورتش به وضوح می بینید و مشاهده می کنید که چگونه از فرط خشکی دهان ، مرتب آب می خورد. به راستی آیا ادعای تسلط از چنین شخصی پذیرفتنی است!؟ یک پرزنتور بهتر است که از حرکات سر و صورت خود (مثل لبخند زدن) جهت تنوع بخشیدن به سخنان خود استفاده کند.

 

نگاه کردن :

خیلی ها معتقدند که چشم ها بیانگر کلیه حالات درونی هستند. به طور مثال اگر شما در هنگام پرزنت حرفی بزنید که به آن ایمان نداشته باشید ، این موضوع از نوع نگاه کردن شما مشخص خواهد شد. کافیست یک نفر از شما بپرسد تعادلتان چند است!؟ اگر قصد دروغ گفتن داشته باشید ناخود آگاه قبل از اینکه پاسخ بدهید به جایی خیره می شوید و سپس به دروغ عددی را می گویید. این در حالی است که اگر با اعتماد به نفس کامل به چشمان او خیره شوید و خیلی زود پاسخ دهید نشان دهنده این است که دروغی در کار نیست.

 

حالات بیرونی :

در جوامع مختلف اهمیت فوق العاده ای به جذابیت افراد داده می شود. به همین دلیل است که ما ظاهر خود را دستکاری می کنیم و سعی می کنیم با نوع لباس پوشیدن و آرایش مو جذابیت فیزیکی خود را افزایش دهیم. به این مطلب First Impression یا تاثیر گذاری اولیه می گویند که در هنگام پرزنت از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

 

نباید فراموش کنیم که مردم به طور ناخودآگاه به رفتارهای غیر کلامی بیشتر اهمیت می دهند. کمااینکه اگر رفتارهای غیر کلامی به کمک کلام ما بیایند ، تاثیر آن را چند برابر می کنند.

The Best Of Leaders

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 11:51  توسط محمد | 
 

درحال حاضر متاسفانه راهبران ارشد به هيچ عنوان به آموزش و نقش ياد گيري در بين بازار يابان خود اهميتي نمي دهندواز نو آوري وشيوه هاي علمي گريزانند .با شروع به کار پلن فرهنگي اميد است تاخون تازه اي از لحاظ آموزش در بين بازاريابان شرکت به جريان بي افتد .

 

آموزش و ياد گيري ،فرايندي حساس و ارزشمند براي رسيدن به موفقيت مي باشد .در حال حاضر در روند فعاليت هاي اقتصادي علي الخصوص نت ورک مارکتينگ، رقابت بسيار گسترده ،فشرده و سخت است و موفقيت در اين عرصه لازمه نو آوري در ارائه سيستم هاي جديد مي باشد . در چنين شرايطي مجموعه بازاريابان شما نيز بايد تغييرات در فرآيند فعاليت هاي ديگر رقبا را پيش بيني کنند و براي رويارويي با آنها راه حل مناسبي را بيابند و حرف تازه اي براي گفتن داشته باشند .براي رسيدن به چنين هدفي مشخص کنيد که چه کارهايي را بايدانجام دهيد و از چه کارهايي بايد اجتناب نمائيد در نهايت چرخه جديدي از آموزش و ياد گيري بر اساس چنين مدل ذهني را در بين بازار يابان خود پي ريزي کنيد . و همواره بين ياد گيري فردي و سازماني (کل مجموعه) تمايز قائل شويد . بدين مفهوم که ياد گيري فردي زماني تحقق مي يابدکه افراد واکنشي متفاوت نسبت به محرکهاي ياد گيري ارائه مي دهند اما ياد گيري جمعي (سازماني)هنگامي شکل مي گيرد که گروهي از افراد واکنش يکسان نسبت به محرکهاي متفاوت نشان مي دهند واين واکنشها ريشه در يک نوع آرمان مشترک سبت به آينده شرکت دارد . افزون بر اين شناخت فاکتور هاي ياد گيري سازماني در ايجاد شرايط و محيط مناسب براي ياد گيري از اهميت زيادي بر خوردار است . عوامل اساسي در يادگيري سازماني را مي توان به سه دسته طبقه بندي کرد :

 1- قابليت هاي بازار يابان

 2- توانايي مجمو عه در دسترسي به اطلاعات روز آمد

 3- انگيزه و همکاري بازاريابان .

 

در همين راستاراهبران بايد اين واقعيت را در نظر داشته با شند که مجموعه نيز ممکن است از بين برود يا اين که ميزان بازدهي آنهاکمتر شود ، بنا براين اگر به سرعت به تغييرات محيطي تو جهي نکنيد اجبارا جاي خود را به مجمومه هاي بازار ياب فعال تر ، کارا تر و آگاه تر خوا هند داد . برخي از بازاريابان در اين زمينه وظايفشان را به خوبي انجام نمي دهند ، اين دسته از بازار يابان نمي توانند به تغييرات سريع کنوني پاسخي مناسب بدهند و به نظر مي رسد که در ياد گيري نا توانند . ايجاد مجموعه اي آموزش پذير مستلزم استفاده سريع از زمان ، منابع و نيرو هاي انساني متخصص است . جهت ايجاد زمينه مناسب براي رسيدن به اين هدف در گام اول بايد ارتباطات دروني را افزايش داد . تجربه نشان داده است که بيشتر مجموعه ها فرصت لازم را براي جمع بندي تجربياتشان ندارند ،در حالي که راهبر و بازار يابان آموزش پذير بايد بعد از هر موفقيت ( به طور مثال بيشترين پاداش در يافتي ) يا شکستي ارز يابي همه جانبه از عملکرد خود داشته باشندو روي معيار ها و ارزشها ي حاصل شده دقت نمايند .براي پويايي مجموعه بايد به اين نکته تاکيد کرد که ساختارهاي سنتي از انتقال درست اطلاعات و ارتباط سريع درون و بيرون جلو گيري مي کند .ساختار سنتي براي کساني که مي خواهند تصميم گيري سريعي داشته باشندمحدوديت ايجاد مي کند . از سوي ديگر تصميم گيري فقط در اختيار افراد بالاي سلسله مراتب ( راهبران ارشد )است ، در حالي که يک مجموعه آموزش پذير از نظرات تمام افراد بهره مي گيرد و روند ياد گيري را در ميان تمام بازاريابان جاري مي سازد .

 

بنابر اين ايجاد و آماده سازي شرايط و محيط براي ياد گيري نيازمند يک تغيير اساسي در الگوهاي قديمي مجموعه است .در اين راه براي توانمند سازي بازاريابان خود بايد از ابزار آموزش استفاده کنيد تا ديد گاه و چشم انداز آنها نسبت به اهداف عالي شرکت هدفمند شود .راهبرن نيز لازم است براي ايجاد زمينه مناسب يادگيري در شرکت وقت کافي صرف کنند (به طور نمونه برخي از بازاريابان ارشد هفته ها نيز به شرکت مراجعه نمي کنند ) و به پيشرفت شرکت و مجموعه بازاريابان خود بينديشندو نو آوري را در روند فعاليت خود همراه مد نظر داشته باشند . مهمترين و واضح ترين کلمه براي پيشرفت ، نو آورري است . نوآوري به شکل هاي گوناگون تجلي مي يابد و عوامل متعددي در ايجاد زمينه مطلوب براي خلق آن دخالت دارند . از اين ميان مي توان به رشد فرهنگي ، تخصص، انگيزه رقابت و خلاقيت هاي فردي و گروهي اشاره کرد .نو آوري در عرصه يادگيري و روش هاي راهبران عوامل اصلي پيشرفت و توسعه فعاليت هاي اقتصادي در نت ورک مارکتينگ مي باشد .اين عناصر پيشرفت از يک طرف شما را قادر مي سازد تا علم روز را به بازاريابان خود عرضه نمائيدو از سوي ديگر با نو اوري درروش ها و بهره گيري از روش هاي نوين به مشتريان جديد تري دست يابد و در انتها با اتخاذ شيوه هاي راهبري صحيح مجموعه بازاريابان خود را بهتر هدايت نمائيد . راهبران بايد استراژدي سازمان خودرا به گونه اي تعيين کنند که نه تنها آينده مجموعه بازاريابان خودرا به روشني تجسم نمايند بلکه در راستاي سوق به موفقيت، فرصت هايي را که مي توانند در موفقيت شرکت موثر باشند شنا سايي کنند .

 

ايجاد جو مطلوب در کار ، شناخت توانايي بازاريابان ، توجه به ابتکارات وپيشنهادات و آموزش مستمر آنها تماما زمينه سازنوآوريند و علاوه بر رشد فرهنگي بازاريابان شرکت، شرايط لازم براي توسعه کار ، موفقيت بيشتر و نوآوري را فراهم مي نمايد .در اين خصوص بايد محرکهاي نوآوري را نيز شناخت .اين محرک ها بايد به گونه اي باشندکه در بازار يابان شور و اشتياق بيشتردر روند کار،تامين نيازها ، ايجاد روحيه وفاداري به شرکت و ارتقا ء دانش مورد نياز دقت کافي کرد . و اين واقعيت را قبول نمود ، که نوآوري بدون ايجاد ارتباطات خلاق امکان پذير نمي باشد . به همين دليل ،براي ايجاد تحولات در کار و نوآوري ضروري است علاوه بر شناخت نياز مشتري جديد و تداوم ارتباط باآنها ، بازاريابان به اطلاعات روز آمد و جامع داخلي و بين المللي نيز دسترسي داشته باشند .                               

اميداست با فرهنگ سازي در خصوص پلن فرهنگي بحث آموزش و يادگيري نهادينه گردد.

    

مديريت روابط عمومي و امور بين‌الملل وست‌ويژن مهندس مهدي اسماعيلي

 

The Best Of Leaders

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 11:47  توسط محمد | 
 

 

راهبری بسیار فراتر از مدیریت است!

 

مطالعات نشان داده است که خصوصیات اصلی مشترک در میان راهبران موفق ، خوش بینی و اعتماد به نفس است. آنها همیشه دیدگاه مثبتی دارند و از خود مطمئن اند و می دانند که می توانند بر دیگران تاثیر بگذارند و آینده را تغییر دهند. مدیریت و راهبری در نتورک مارکتینگ اگرچه شباهت های زیادی با هم دارند، اما یکی نیستند! به عقیده نگارنده ، مبحث راهبری بسیار فراتر از مدیریت است. زیرا یک مدیر ممکن است بسیار منضبط و کارآمد باشد و کارها را به نتیجه برساند ، اما نتواند یک راهبر موفق باشد. یعنی نتواند به افراد مجموعه انگیزه و شوق بدهد تا بهترین بازدهی را داشته باشند. راهبران بزرگ فضایی خلق می کنند که در آن اعضای مجموعه ، بتوانند حرفهایشان را بزنند ، حقیقت را بگویند و حتی خطر کنند. اما متاسفانه بسیاری از مدیران ، اعضای مجموعه را به خاطر بیان مشکلاتی که با آنها مواجه می شوند ، تنبیه می کنند. در حالی که باید به آنها کمک کنند تا در ماجرای بعدی موفق شوند. راهبران بزرگ از اعضای مجموعه شان حمایت می کنند و راه را برای انجام کار آنها هموار می کنند. اما نباید فراموش کنیم که یک نتورکر موفق ، باید هم مدیر باشد و هم راهبر!

 

خصوصیات راهبران موفق

خوش بینی

برای راهبران بزرگ ، آینده همیشه شگفت انگیز است. با اینکه ممکن است برای رسیدن به اهدافشان با مشکلات زیادی مواجه شوند و مجبور باشند سخت کار کنند ، اما همیشه با امیدواری و خوش بینی به آینده نگاه می کنند. این خوش بینی مثل یک نور از درون تمام راهبران بزرگ به بیرون می تابد و بر تمام اطرافیانشان تاثیر می گذارد.

 

اعتماد به نفس

راهبران بزرگ تردید ندارند که اگر ذهنشان را به یک کار معطوف کنند ، می توانند آن را به انجام برسانند. حداقل در حضور دیگران این تردید را نشان نمی دهند. معمولا راهبرانی که اعتماد به نفس بالا دارند ، اعضای مجموعه آنها هم اعتماد به نفس خواهند داشت. چرا که اعضای یک مجموعه بازتابی از رفتار راهبران آن مجموعه هستند.

 

شرافت :

یکی از صفاتی که راهبران بزرگ را از دیگران جدا می کند ، شرافت است. رفتار اخلاقی ، تعهد به ارزشها ، جوانمردی و صداقت از دیگر خصوصیاتی است که یک راهبر بزرگ باید داشته باشد. زیرا افراد شریف مایلند راهبرانی شریف داشته باشند. مطالعات نشان داده است که مطلوب ترین خصوصیتی که اعضای یک مجموعه از راهبران خود انتظار دارند ، شرافت است. وقتی راهبران یک مجموعه شرافتمندانه رفتار کنند ، مسئولین شرکت نیز می توانند تاثیری واقعی و مثبت بر زندگی مشتریان و اعضای مجموعه داشته باشند.

 

قاطعیت

راهبران بزرگ قاطع هستند. شایع ترین شکایت اعضای یک مجموعه از راهبرانشان ناتوانی آنها در تصمیم گیری است. این در حالی است که تصمیم گیری در شرایط سخت ، مهمترین وظیفه یک راهبر واقعی است. بسیاری از این به اصطلاح راهبران ، ترجیح می دهند به جای گرفتن تصمیم غلط و تحمل عواقب آن ، تصمیم گیری را تا جایی که می توانند به تاخیر بیاندازند و بهانه بیاورند که دنبال اطلاعات بیشتر هستند. آنها امید دارند که سر انجام اتفاقی بیفتد و شرایط باعث شود نیاز به تصمیم گیری از بین برود. راهبران بزرگ قاطعانه تصمیم می گیرند ، آنها با دقت توازن میان اطلاعات موجود و نیاز به تصمیم گیری ، شرایط را می سنجند و مطابق آن عمل می کنند.

 

 

 

The Best Of Leaders

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 11:46  توسط محمد | 

وابستگي وتعلق

        دنبال كردن حريصانه هر چيز به معني فراري دادن آنست . كافي است بدنبال معشوق خود بيفتيد تا فراري اش دهيد . حتي پول هم از اين قاعده مستثني نيست . آيا هيچ وقت نياز مبرم به فروش يك ماشين داشته ايد؟ چند خريدار پيدا كرده ايد ؟ هيچ . درسته؟ قيمت پايين آورديد . آيا كسي اهميت داد ؟ هرگز ! ياٌس و نوميدي انسان را به ورطه هلاك مي كشاند و هر چه نگران تر شويد مردم كمتر مي خرند . ! هر گاه با نااميدي درگير مسئله اي مي شويم و يا وابستگي عاطفي و احساسي نسبت به ماجرايي پيدا مي كنيم سدي در برابر آن           مي سازيم . اما روي ديگر سكه چيست ؟! اگر كسي آرامش خود را حفظ كند همه چيز رو به راه مي شود . ! وقتي تصميم مي گيريد عقيده كسي را تغيير دهيد ، چه اتفاقي مي افتد ؟ آيا عقيده اش را عوض مي كند ؟ . نه تا وقتي كه شما زنده هستيد . اما اگر فشار را از روي او برداريد غالبا اتفاق مي افتد كه خود او به طرف عقايد شما كشيده مي شود . هر گاه نگران و منتظر چيزي باشيم مثلا يك تلفن خاص ، ترفيع ، قدرداني رئيس و در پيرامون خود نيرويي خلق مي كنيم كه احتمال وقوع آن رويداد را از بين مي برد . وابسته نبودن به معناي بي علاقه نبودن نيست . ممكن است نسبت به چيزي وابستگي نداشته باشيم و در عين حال بسيار علاقه مند به آن باشيم . انسانهاي مصمم و ناوابسته به خوبي مي دانند كه تلاش و كيفيت ، نهايتا با پاداش مواجه مي شود . آنها مي گويند : “ اگر اين بار برنده نشوم دفعه آينده و يا دفعه بعد از آن حتما برنده خواهم شد / “ آدمهاي بي علاقه مي گويند : “ كي اهميت مي دهد ؟ “ ، “ چرا زحمت به خود بدهم ؟ “ نا اميدها مي گويند : “ اگر آن كار را به دست نياورم ، مي ميرم ! “ اما ناوابستگان مصمم مي گويند “ به هر طريقي كه شده يك كار خوب پيدا خواهم كرد و براي من مهم نيست كه اين ، چقدر طول مي كشد /“ تنها كساني كه بيش از ثروتمندان به پول فكر مي كنند ، فقرا هستند /“ از آنجائيكه پول ، هم وسيله اي براي بقا و هم سمبولي به نشانه موفقيت است اكثر ما انسانها وابسته به آن هستيم حتي اگر اين حقيقت را انكار كنيم . اما متاسفانه حرص و ولع پول در آوردن ، همه چيز را به نابودي مي كشد . دليل اصلي ثروتمند شدن ثروتمندان ، عدم وابستگي آنها به پول است ، فقرا آرزو مي كنند كه پول به دست آورند و ثروتمندان ايمان دارند كه به دستش مي آورند . 

نتيجه :

 انسان در سطوح جسماني و رواني با قوانين طبيعي سروكار دارد ، طبيعت نااميدي را نمي شناسد ! طبيعت در جستجوي توازن است و نا اميدي و توازن هرگز در يك قالب نمي گنجد . زندگي نبايد يك كشمكش بي انتها باشد . بگذاريد هر چيزي جريان عادي خود را طي كند . اين ، بي تفاوتي نيست اجبار و اكراه هم نيست . شما مي توانيد بگوييد : “ من نمي فهمم كه اين اصول چگونه عمل مي كنند ! “ مگر شما مي دانيد كه نيروي جاذبه چگونه عمل مي كند ؟ كاري كه ما بايد در زندگي انجام دهيم استفاده كردن از اين اصول است . نيازي نيست كه آنها را درك كنيم .

یا حق

پیروزی از آنتان باد

+ نوشته شده در  شنبه 12 اسفند1385ساعت 18:37  توسط محمد | 
 براي ورود به وست ويژن با هم فكر كنيم

برای کسانی که پرزنت شده اند و هنوز وارد وست ويژن نشده اند

امروز روز تصمیمم گیریه، یه روز متفاوت، یه روز بزرگ. یا همین امروز تصمیمت رو میگیری و یا برای همیشه در همین حال می مونی. تو و یه زندگی که با روزهای دیگه ات هیچ فرقی نداره. اون وقت تا آخر عمرت باید حسرت بخوری. حسرت روزهای از دست رفته، حسرت کارهایی که می تونستی انجام بدی و ندادی، حسرت امکاناتی رو که می بایست برای خانواده ات جور می کردی و نکردی، حسرت پیشرفت کردن، حسرت بالیدن به معلومات و ... خلاصه اینکه در آخرین لحظه عمرت که یه نگاه به پشت سرت می اندازی، می بینی که زندگی رو باختی!!!

اما نه !

اگه امروز این شهامت رو به خودت بدی و برای یه بارم که شده ترس و نگرانی رو کنار بذاری، می تونی پاتو بلند کنی و یه جای متفاوت بذاری. زندگی حق توست. تو باید از اون لذت ببری. تو باید باعث سربلندی خودت باشی. اون موقع است که دیگران هم به وجود تو افتخار می کنن. زندگی واقعا یه فرصته، از دستش نده! هر پیشامدی یه درسه. 

بلند شو !

تو خودت باید راهت را پیدا کنی. به این فکر نباش که دیگران دوست دارن تو چه کاره باشی! به این فکر کن که خودت دوست داری به کجا برسی، هدفت چیه؟ اگه تو اراده کنی و در راه هدفت قدم برداری، بدون که آسمان و زمین و هر چه در آنهاست دست به دست هم می دهند تا تو به هدفت برسی. و همیشه توکلت به خدا باشه! فقط کافیه که در هر مرحله از زندگی اونو در نظر داشته باشی! مطمئن باش هدف، انگیزه و فکر مثبت تو همون چیزیه که اون ازت می خواد. سعی کن که چیزایی رو که تو رویاهات می بینی، یکی یکی عملیشون کنی!

هیچ وقت برای شروع یک زندگی جدید دیر نیست

 شاید اولش سخت باشه، شاید همه بگن :

اگه نشه چی؟

اگه نتونی؟

اگه شکست بخوری؟ 

ولی تا کی؟ تا کی می خوای دست رو دست بذاری؟ تا کی می خوای در جا بزنی؟ بالاخره باید شروع کنی. هرچه زود تر بهتر! فرصت ها رو از دست نده! اگه خوردی زمین، بدون برای اینه که دوباره بلند شی! نه این که همون جا بشینی و یا برگردی سر خونه اول.

ساموئل بکت میگه: دائم سعی کردی، دایم شکست خوردی؟ مهم نیست! دوباره سعی کن، دوباره شکست بخور! این آبرومندانه تره!!!

اگه شکست خوردی غصه نخور، یه راه دیگه رو امتحان کن! مطمئن باش نتیجه اش پیروزیه! هیچ چیز با ارزشی بدون زحمت به دست نمیاد. طبق گفته های بزرگان راه رسیدن به هدف خیلی شیرین تر و جذاب تر از خود هدفه. پس راه رو با لذت طی کن! بد نیست دست کسانی رو هم که وسط راه موندن بگیری. در آخر این که زندگی یه هدیه است، تکرار هم نمیشه، همین یه باره! اگه بهش ارزش دادی، ارزشش رو حس می کنی! همیشه و در همه حال با خودت تکرار کن :   

زندگی من هر روز از هر جهت بهتر و بهتر می شود

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 اسفند1385ساعت 11:34  توسط محمد | 
 

 

 

 

·         احترام به قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران و رعایت کامل آنها.

·         احترام به مبانی و موازین شرع مقدس اسلام و رعایت کامل آنها.

·     جلسات آموزش گروهی می باید با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز و در هر صورت مصادف با اوقات شرعی برای اقامه نماز تعطیل شود.

·     برگزاری جلسات مختلط ( خانمها و آقایان) برای آموزش یا خرید و فروش یا بازاریابی در هر صورت از نظر شرکت مجاز نیست. در جلسات بانوان مسئولیت و مدیریت جلسه بایستی با خانم باشد.

·         جلسات آموزش یا خرید و فروش یا بازاریابی نبایستی به طور مخفی و در مکان نا مناسب برگزار گردد.

·     هیچکدام از بازاریابان شرکت اجازه ندارند خارج از اصول و قواعدی که از طرف شرکت برای بازاریابی عنوان می شود از روشهای ناسالم وارداتی و خارجی که مغایر با موازین اعتقادی و قانون و منافع ملی کشور است استفاده کنند و همچنین کسی را مجبور به خرید کالاهای شرکت نمایند.

·         جلسات فروش کالاهای شرکت نباید بعد از ساعت 6 بعدازظهر برای خانمها و 8 شب برای آقایان برگزار شود.

·     در جلسات فروش و بازاریابی به هیچ عنوان مدیران فروش اجازه ندهند جلسات فروش به جلسه ابراز نظر های شخصی و یا سیاسی افراد تبدیل شود و یا خدای ناکرده همچون شرکت های خارجی به مقدسات اسلامی مان و قوانین و مسئولین محترم شرکت بی احترامی شود. در صورت مشاهده، شرکت اقدام و پیگیری قانونی خواهد نمود.

·     احترام به قانون و مقدسات دینی از اهم اهداف شرکت می باشد و اگر بازاریابی مغایر این اهداف عمل نماید شرکت می تواند به صورت یک طرفه قرارداد فی مابین را با فرد خاطی فسخ نماید.

·     در راستای حفظ و توسعه ارزشهای اسلامی و کشوری تمامی بازاریابان و مدیران فروش موظف می باشند در جلسات فروش یا بازاریابی یا آموزشی ، ضمن ارج نهادن به ارزشهای دینی در جهت توسعه آن صفات عالیه و انسانی را میان خود و خریداران توسعه دهند.

·     از فروختن کالا به افراد غیر مطلع به طوری که آموزش لازم را ندیده باشند و یا از نحوه خرید و فروش از طریق اینترنت اطلاع نداشته باشند حتما پرهیز نمایید.

·         از بزرگ نمایی و یا خدای ناکرده از رویا سازی بیهوده  به منظور تشویق مشتری برای خرید پرهیز نمایید.

·     تشویق خریدار برای خرید بگونه ای که باعث شود خریدار چشم و گوش بسته خرید را انجام دهد ، امر بسیار نامناسبی است؛ در صورتی که انصاف از سوی فروشندگان رعایت شود به طوریکه بازاریاب شرکت نیاز واقعی مشتری را درک کرده باشد و تلاش کند نیاز مشتری را به طور منطقی و خیر خواهانه برآورده نماید.

·     مسئولیت پذیری یکی از اصول بازاریابی و فروشندگی است ، بنابراین نباید هیچکدام از بازاریابان محترم شرکت پس از فروش کالا یا خدمات شرکت مشتری و یا خریدار را رها نمایند و اگر احتمالا مشکلی برای خریدار پیش آید فروشنده موظف به پیگیری های لازم تا رفع مشکل مشتری می باشد. اصل مشتری مداری و احترام متقابل از اصول اساسی شرکت می باشد.

·     در صورتی که سئوال یا ابهامی از سوی مسئولین انتظامی یا قضایی کشور در برخی شهرها در رابطه با فعالیت شرکت یا بازاریابان مطرح شود، همه فروشندگان و بازاریابان شرکت موظف هستند نهایت همکاری را با مسئولین مربوطه بنمایند و مسئولین محترم را از نحوه صحیح فعالیت شرکت آگاه نمایند و هرگونه همکاری لازم را با ایشان داشته باشند.

·     فعالیت شرکت در راستای اهداف عالیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران می باشد و در جهت توسعه و اشتغال زایی و افزایش تولیدات صنایع ایرانی فعالیت چشمگیری دارد. شایسته است تمامی بازاریابان محترم شرکت در محل و یا استان خود ضمن شناسایی تولید کننده زحمت کش، نسبت به معرفی ایشان به شرکت اقدام نمایند.

·     بهترین تبلیغ و شعار شرکت عمل صالح و درستکارانه می باشد؛ بهتر است تمامی بازاریابان محترم شرکت ضمن رعایت این اصول ، خود از افراد صالح و قابل اعتماد باشند به طوریکه حضور شما در محل زندگی و یا شهرتان منشأء اثر نیک و الگوی مناسب برای سایر برادران و خواهران دینی تان باشد، انشاءالله

·      با توجه به اینکه بعضی از کسانی که به عنوان بازاریاب شروع به فعالیت میکنند ، بایستی بدانند برای اینکه فعالیت درست شرکت را بازگو کنند بایستی از ادبیات بازاریابی این شرکت در توضیح و یا توجیه فعالیت شرکت استفاده کنند . برای همین موضوع ، افرادی که با ادبیات و همچنین نحوه فعالیت و از طرفی معنا و مفهوم اصلی این حرفه آشنایی ندارند ، قبل از اینکه بخواهند بازاریابی محصولات شرکت را انجام دهند ، میبایستی در کلاسهای Online که آموزش مفاهیم و راههای صحیح بازاریابی به صورت نتورک مارکتینگ است را بگذرانند . ( متاسفانه ادبیات موجود در بازاریابی شبکه ای میراث نادرستی از فعالیت شرکت های خارجی در ایران است که شرکت وست ویژن ، راه درست و همچنین قانونمند جهانی با ادبیات خاص کشور ایران و بصورت بومی شده فراهم نموده است که برای اولین بار بصورت Online آموزش داده میشود )

·     فرصتها همچون باد می آیند و می روند و نباید انسان در غفلت و خیال باطل ،  نعمت و عمر گرانبها را تلف نماید. شایسته است همه بازاریابان محترم شرکت همواره در حال یادگیری و انتقال آموخته های صحیح خود به دیگران باشند و از فرصتهایی که نعمتهای بسیار بزرگی هستند در جهت رشد و ارتقاء خود و دیگران نهایت استفاده را ببرند.

·     کسب پول و ثروت و یا منفعت حلال از اهم دستورات دینی می باشد؛ حتما در کسب منفعت، انصاف و خدا را به یاد داشته باشید؛ ذکر و یاد خدا باعث آرامش قلبهاست و قلب مطمئن ، قلب قابل اعتماد تری خواهد بود.

 

منبع:سایت رسمی شرکت

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اسفند1385ساعت 9:21  توسط محمد | 

 بیشتر نتورك گاما را بشناسیم

مطالب زیر را یكی از دوستان در قسمت نظرات برای ما گذاشته بودند كه بنده بهتر دیدم در وبلاگ خود آن مطالب را درج كنم. متاسفانه این دوست عزیز نام خود را ننوشته بود برای همین منبع این مطالب را به نام یك دوست درج میكنم. و از ایشان تقاضا دارم بیشتر با ما در تماس باشند.

گاما نت، سیستم به ظاهر انگلیسی است كه محصولات تكراری سیستمهای مختلف را عرضه میكند. پلان های 20، 40 و 70 دلاری شركت، محصولاتی شامل گوشی موبایل و تورهای مسافرتی را شامل میشود. جالب است كه چرا هیچ كس از خود سئوال نمیكند كه این شركت چگونه ادعای اجرای تور مثلا به فرانسه یا ایتالیا را دارد در صورتی كه ویزای این كشورها طبق شرایط بسیار سخت صادر میگردد و هیچ شركت و یا موسسه ای از خارج از ایران نمیتواند برای اتباع ایرانی تقاضای ویزای توریستی برای كشورهای دیگر را بنماید و دلیل این امر وجود سفارتهای این كشورها در ایران است. بدین معنی كه تا زمانی كه یك كشور در ایران سفارت دارد، تقاضاهای ویزا باید از طریق همان سفارت انجام پذیرد نه كشور دیگر.

این هم مطلبی است كه از چشمان تیز بین!! مسئولین سایت گاما بدور مانده است !!

متاسفانه این چشمان تیز بین، در روزهای اول ثبت دومین شركت، كم سو بوده و اشتباهات فاحش زیر را به جای گذارده است :

مشخصات ثبت دومین:
Domain History

Domain: gammanetwork.net
Cache Date: 2005-07-18
Registrar: ENOM, INC.
--------------------------------------------------------------------------------
Registration Service Provided By: -
Contact: hosting@persiantools.com
Visit:
Domain name: gammanetwork.net
Registrant Contact:
N/A
Ehsan Razaghi Rad (err@gamma-pjs.com)
98911111111
Fax: 98911111111
Tehran
Tehran, 112233
IR
Administrative Contact:
N/A
Ehsan Razaghi Rad (err@gamma-pjs.com)
98911111111
Fax: 98911111111
Tehran
Tehran, 112233
IR
Technical Contact:
N/A
Ehsan Razaghi Rad (err@gamma-pjs.com)
98911111111
Fax: 98911111111
Tehran
Tehran, 112233
IR
Billing Contact:
N/A
Ehsan Razaghi Rad (err@gamma-pjs.com)
98911111111
Fax: 98911111111
Tehran
Tehran, 112233
IR
Status: Locked
Name Servers:
ns10.persiantools.com
ns9.persiantools.com
Creation date: 09 Jul 2005 08:26:12
Expiration date: 09 Jul 2006 08:26:12

حال آقای احسان رزاقی راد چه سمتی در شركت انگلیسی گاما دارد و یا شركت Persian Tools چه نسبتی با مدیر گاما دارد، خود مطلبی است كه مدیریان گاما باید پاسخگو باشند !

منبع: یک دوست

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اسفند1385ساعت 9:14  توسط محمد | 
 

 وفاداری به علامت تجاری

وقتی مشتریان به محصولات یا خدمات یک شرکت علاقمند می شوند در ادامه میزان حجم خرید خود را افزایش می دهند، برخورد مثبتی در مورد آن شرکت دارند و شرکت مورد علاقه خود را به دوستان و خویشاوندان خود معرفی کرده و خرید از آن را توصیه می کنند. به عبارتی مشتریان در عمل نشان می دهند که با آن شرکت دارای منافع مشترک و پیوسته اند . از سوی دیگر چالش هایی از قبیل تشدید رقابت، افزایش مشتریان و تقاضای آنها به منظور افزایش کالا و خدمات باعث شده است که شرکتها به طور مداوم برنامه ریزی در جهت کنترل بازار داشته باشند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که بحران در کمین راهبرانی است که در چارچوب برنامه های شرکت که در صدد فراهم کردن امکانات رضایت و وفاداری برای مشتریان است تبعیت نمی کنند. به همین دلیل این وضعیت خطر از دست دادن مشتریان ، رفتن آنها و کاهش نهایی سود راهبران را به دنبال خواهد داشت . گر چه تحقیق در مورد وفاداری مشتری به طور عمده بر رضایت از محصول یا علامت تجاری تمرکز داشته است اما دلایل زیادی بیانگر این واقعیت است که وفاداری به محصول ، نمی تواند به وفاداری خدمات گسترش پیدا کند. علاوه برآن محققان بر این باورند که تفاوتهای مهمی بین وفاداری به فروشنده و رضایت از شرکت وجود دارد. زیرا وفاداری اولیه مشتری در ابتدا متوجه بازار یاب و فروشنده است. در ضمن احساس مثبت نسبت به راهبران ، فروشندگان و کارکنان شرکت می تواند به عنوان یک شاخص در نظر گرفته شود که نشان می دهد آیا فرد مشتری شرکت باقی می ماند یا خیر؟ تمامی توضیحات بالابه دلیل آشنایی هر چه بیشتر با مواردی از جمله وفاداری به علامت تجاری ، وفاداری به محصول ، وفاداری به خدمات ، وفاداری به راهبر ، فروشنده و شرکت است. لیکن بحث ما در اینجا وفاداری به علامت تجاری می باشد.

وفاداری به علامت تجاری چیست؟

وفاداری به علامت تجاری هدف نهایی یک شرکت می باشد . اولویت یا ترجیح دادن خرید یک علامت تجاری توسط یک مشتری ، وفاداری به علامت تجاری نام دارد. مشتریان باید متوجه شوند که علامت تجاری مورد نظرشان به آنها طرح و ترکیب محصولی سالم ، مصرفی و دارای کیفیت با قیمت مناسب عرضه می کند ( بطور مثال محصول پارچه کت و شلواری به هراه کیف که دارای مشخصات فوق می باشد ). این درک مشتری پایه و اساس خرید های دیگری می باشد. به طور نمونه مشتریان در ابتدا ، به طور آزمایشی محصولی را با علامت تجاری ویژه خریداری می کنند و پس از رضایت از آن به ادامه خرید از همان علامت تجاری متمایل می شوند.

زیرا به آن محصول اطمینان پیدا کرده اند. وفاداران به علامت تجاری دارای تفکری اینچنین می باشند: نسبت به شرکت متعهد هستند ، به دیگر شرکتها تمایل ندارند، شرکت و محصول آنرا به دیگران پیشنهاد می کنند. حال به این سوال که چرا وفاداری به شرکت و علامت تجاری دارای نتایج بسیار با اهمیتی است می پردازیم:

1- حجم فروش بیشتر   2- سود دریافتی بیشتر    3- حفظ مشتری قبلی و جستجوی

 مشتریان جدید

وفاداران به علامت تجاری همیشه به دنبال علامت مطلوب خود هستند و به دلیل سود آور بودن آن خیلی کمتر به مزیتهای دیگر حساس هستند. نتیجه این کار هزینه کمتر برای توزیع ، رقابت با دیگر شرکتها و بازاریابی است. یکی از کارشناسان مدیریت و اقتصاد بر دو عامل وفاداری تاکید دارد: وفاداری فعال( مثل دهان به دهان و قصد خرید) وفاداری انفعالی ( مثل عدم ترک حتی در شرایط منفی ) . وفاداری فعال تصریح بر آن دارد  که مشتری یا بازاریاب وفادار با آگاهی و اعتماد کامل و با نگرش کاملا مثبت نسبت به شرکت ( علامت تجاری ) آنرا به دیگران توصیه می کند و دوستان خود را تشویق به خرید آن می کند و جملات مثبتی در مورد شرکت مورد نظر به کار می برد. جملاتی که شاید ساخته خود اوست و تراوش افکار و عقاید او در مورد علامت تجاری ویژه است . وفاداری انفعالی تکیه بر آن دارد که فرد بدون دلیل و بدون توجه به رقبا و محصولات آنها در شرایط تقریبا منفی اقدام به خرید محصول می کند و نظری در مورد  علامت تجاری توصیه ای به دیگر افراد ندارد. روشن است که وفاداری به علامت تجاری از نوع فعال قابل طرح و انگیزه ای برای تبدیل خرید کنندگان تصادفی به مشتریان یا بازار یابان دائمی است . فروش به مشتریان  وفادار هم می تواند با تکیه بر وفاداری انفعالی و هم با تکیه بر وفاداری فعال شروع شود.

 فرایند وفاداری به علامت تجاری اینگونه است که : تصویر و درک و نگرش مثبت به علامت تجاری مطلوب ، عامل بسیار مهمی بر وفاداری به علامت تجاری است . مشتریان باید علامت تجاری و محصول مورد نظر را دوست داشته باشند تا وفاداری به آن گسترش یابد . مشتریان باید از ارزش خرید خود آگاه و مطلع شوند در آینده به خرید محصول و متعاقب آن فروش ادامه دهند. و مهمتر از همه متوجه این امر شوند که بازاریابی خود آنها سود و رشدی خوب و متوازن را خواهد داشت.

به خاطر داشته باشید که تقویت رفتارها از تغییر آنها آسانتر است و فروش زمانی شروع می شود که یک خریدار را به یک مشتری و بازار یاب وفادار تبدیل کنید.

دلا در عاشقی ثابت قدم باش                                       که در این ره نباشد کار بی اجر

 

مدیر روابط عمومی و امور بین الملل شرکت وست ویژن اینترنشنال

 

 مهندس مهدی اسماعیلی     

 

 

 

The Best Of Leaders                        

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اسفند1385ساعت 9:14  توسط محمد | 

 

همانطور كه در شكل مي بينيد در پلان سولار شما از هر شاخه تا Level هشتم به صورت درصدي كميسيون دريافت مي كنيد. به اين صورت كه 14% از فروش مستقيم خود (Level يكم) ، 8% از فروش مستقيم Level دوم ، 6% از Level سوم ، 5% از Level چهارم ، 4% از Level پنجم ، 3% از Level ششم ، 2% از Level هفتم و 1% از Level هشتم را به عنوان كميسيون دريافت مي كنيد.

- بايد توجه داشته باشيد كه در اين سيستم اين امكان وجود دارد كه شما بي نهايت سود كنيد!! به اين صورت كه ممكن است مثلا شخصي كه در Level دوم شما فعاليت مي كند بتواند تعداد زيادي فروش مستقيم داشته باشد و حتي بتواند اين محصولات را از طريق يك مغازه و يا اينترنت به فروش برساند. در نتيجه ۸ درصد از كل فروش او به شما تعلق خواهد گرفت و در Level هاي ديگر نيز به همين ترتيب خواهد بود. از ديگر خاصيت هاي اين سيستم اين است كه شما مي توانيد در يك Level کالای 60.000 توماني بفروشيد و در يك Level کالای 100.000 توماني و با توجه به مبلغ آن کالا كميسيون خود را به صورت درصدي دريافت كنيد.

 

- نحوه خرید کالا در این پلان به این صورت است که شما مبلغ مورد نظر را به حساب شرکت واریز می کنید و کالای خود را به همراه یک عدد E-Card  از دفتر پشتیبانی تحویل می گیرید. E-Card کارتی است که بر روی آن یک شماره سریال وجود دارد (درست مثل کارت اینترنت). شما پس از انجام عملیات ثبت نام ، با وارد کردن این شماره سریال در قسمت مربوط به E-Card ، می توانید جایگاه خود را فعال کنید. 

 

- دو پلان باینری و سولار به گونه ای در هم ادغام شده اند که اگر شما به صورت سولار هم وارد شده باشید ، می توانید در زیر آن پکیج سیلور بفروشید. اما در این صورت سود جایگاه شما و بالاسری شما به صورت سولار محاسبه خواهد شد اما پورسانت نفرات و یا جایگاه های قبلی به صورت باینری پرداخت می شود. به مثال زیر توجه کنید؛

---------------------------------------------

- خدمات آموزشی در پلان فرهنگی را نیز می توانید به صورت E-Card از دفتر پشتیبانی خریداری کنید. با خرید این خدمات ، شما در کلاسهای مجازی سایت شرکت می کنید و پس از گذراندن مراحل آموزشی به صورت حضوری در دفتر پشتیبانی از شما امتحان گرفته خواهد شد. قیمت هر پکیج آموزشی در پلان فرهنگی مبلغ 50.000 تومان است و پورسانت هر استپ مبلغ 30.000 تومان خواهد بود. در این پلان G-Bank و کارت تخفیف حذف شده است و به ازای مبلغی که پرداخت می شود خدمات آموزشی فروخته خواهد شد.

 

- شما در صورتی پورسانت پلان فرهنگی را دریافت می کنید که خودتان هم فرهنگی باشید. یعنی تا زمانی که جایگاه خود را در پلان فرهنگی فعال نکنید ، بابت پکیج های فرهنگی فروخته شده در مجموعه تان ، پورسانتی دریافت نخواهید کرد. ضمن اینکه دریافت آفرهای تعادل 400 و 800 و حتی گلد هم منوط به این است که شما دوره های آموزشی نتورک مارکتینگ را در پلان فرهنگی گذرانده باشید.

 

- از این به بعد اعضای وست ویژن به نسبت دانش خود در نتورک مارکتینگ به سه دسته تقسیم خواهند شد. ؛

1- genior

2- senior

3- leader 

در واقع فقط کسانی به درجه "لیدری" می رسند که دوره های آموزشی نتورک مارکتینگ را گذرانده باشند.

 

- خدمات آموزشی در پلان فرهنگی ، هم به صورت سولار فروخته می شود و هم به صورت باینری. با این تفاوت که اگر در هنگام ثبت نام گزینه "سولار" انتخاب شود پورسانت به صورت سولار پرداخت خواهد شد و اگر سمت "بالا و پائین" انتخاب شود پورسانت به صورت باینری محاسبه خواهد شد.

 

- در حال حاضر محصولات پلان بای سولار عبارتند از ؛

1- پارچه کت و شلواری وست ویژن به همراه کیف چرم

2- آموزش زبان انگلیسی (مقدماتی ) از طریق شرکت در کلاسهای غیر حضوری سایت وست ویژن

3- آموزش تجارت الکترونیک و بازاریابی شبکه ای ( مقدماتی ) ازطریق شرکت در کلاسهای غیر حضوری سایت وست ویژن

ضمن اینکه قرار دادهای  پکیج "سفر کیش" هم تا چند روز آینده به اتمام خواهد رسید و پکیج "چای" و "گلیم" هم عنقریب اضافه خواهد شد. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 10:22  توسط محمد | 
 
همانطور که تمامی شما دوستان می دانید وست ویژن امروز در صنعت نتورک ایران حرف اول را میزند.

امروز ما وست ویژنیها حرف های زیادی برای گفتن داریم و تمامی این موفقیتها را مدیون تلاش های شبانه روزی مهندس بابایی و عوامل دلسوز شرکت هستیم.

نو آوری در وست ویژن باعث ترقی روز افزون و رسیدن به جایگاهی دست نیافتنی شده است.

یکی از نوآوری های وست ویژن پلن فرهنگی میباشد:

در واقع با به روی کار آمدن این پلن خط بطلانی روی تمامی آموزشهای غلط و بی اساس نتورکهای بیگانه که تماما نشعت گرفته از مباحث روانشناسی و سوء استفاده از احساسات مردم بود،کشیده شد.

همیشه در نتورک کسی که شعارهای بیشتری آموخته بود،لیدر نامیده می شد و هر کس که زیر مجموعه بیشتری داشت لقب تاپ لیدر را یدک می کشید،

اما پلن فرهنگی و آموزشهای قدرتمند این پلن ثابت کرد لیدر کسی ست که اطلاعات علمی در زمینه نتورک مارکتینگ و تجارت را به طور کامل داراست

تاپ لیدر کسی ست که بتواند در مورد کار خود تز ارائه دهد و به درستی مسیر پیشرفت را برای خود و افراد مجموعه اش هموار کند.

در واقع دیگر عنوان لیدر و تاپ لیدر به تعداد زیر مجموعه و زدن حرفهای قشنگ بستگی ندارد،

در پلن فرهگی درجات بسته به گذراندن دوره ها به افراد داده میشود:

درجه دوره اول:genior

دوره دوم: senior

و دوره سوم leader

یعنی زمانی که هر شخص تمام مراحل آموزشی پلن را با موفقیت طی کند، به درجه لیدری می رسدو این درجه یعنی ارزش واقعی یک لیدر.

چقدر زیباست زمانی که از نظر مالی ترقی می کنیم به سطح علمیمان نیز افزوده شود

چقدر زیباست که بدانیم چه میکنیم و شعارها و حرفهای قشنگ را به عمل تبدیل کنیم

دوستان،پلن فرهنگی فرصتی برای پرواز است،بیائید این فرصت بزرگ را از دست ندهیم.

یا حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 10:21  توسط محمد | 
لیدرهای موفق چه کسانی هستند ؟
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 دی1385ساعت 11:27  توسط محمد | 
20 روش ثابت شده براي رسيدن به بهترين موقعيت در نتورک(قسمت اول)
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 دی1385ساعت 11:20  توسط محمد | 
20 روش ثابت شده براي رسيدن به بهترين موقعيت در نتورک (قسمت دوم)
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 دی1385ساعت 11:19  توسط محمد | 
بخوانید ، بیندیشید و عمل کنید .....
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 دی1385ساعت 11:7  توسط محمد | 
تغییر کنید تا موفق شوید.....
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 دی1385ساعت 11:6  توسط محمد | 
رمز موفقیت، اندیشیدن به ممکنهاست، نه ناممکنها
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 دی1385ساعت 11:5  توسط محمد | 

 

در مورد پلان آموزشی

 

امروزه عرصه رقابت در میان تمامی شرکتها و موسسات و حتی میان کشورها بالا گرفته و همه شرکتها سعی دارند تا با پیشی گرفتن از یکدیگر در به دست گرفتن سهم بازار سهم مورد توجه ای را داشته باشند . الان دیگر در دنیا بحث تولید بعد از بحث بازاریابی مطرح است . چرا که رقابت بین تولیدکنندگان در صحنه بازاریابی خود را عیان ساخته و تولید مرهون بازاریابی است . اگر در گذشته تولیدی انجام میشد ، از تعداد رقبای کمتری برخوردار بود و پیدا نمودن بخشی از بازار بسیار سخت نمی بود .

بطور مثال در 10 سال گذشته ایران ، اگر میخواستید کارخانه نوشابه سازی را دایر کنید ، برای پیدا کردن بازار خیلی زحمت زیادی را نمیکشیدید .ولی الان تولید نوشابه بسیار راحت شده ولی بازاریابی آن بدلیل وجود رقبای بسیار زیاد ، خیلی مشکل شده و با ترفندهای مختلف بازاریابی میبایستی که مشتری را برای خرید نوشابه تولیدی خود ترغیب نمایید .

با ورود بازاریابی شبکه ای در ایران موجی جدید از فهم بازاریابی مدرن و نو در جامعه ایران شکل گرفت . ولی متاسفانه نوع ناسالمی از این نوع بازاریابی شکل خود را در ایران گرفت . چرا که شرکتهای ناسالم خارجی که امکان فروش در کشورهای پیشرفته که فرق بین بازاریابی شبکه ای سالم و طرح هرمی (نوع ناصحیح بازاریابی شبکه ای) را میدانستند را نداشتند به سوی کشوری همچون ایران هجوم آوردند و پیامد آن فرهنگی ناصحیح از بازاریابی شبکه ای را در اذهان مردم جای انداختند و از اصل موضوع بازاریابی شبکه ای د.ور شدند

با توجه به تمامی موضوعات فوق شرکت وست ویژن با تحقیقات بسیاری در زمینه بحث علمی بازاریابی شبکه ای و طراحی پلانهای قانونی و ابداعات نوین در این زمینه و از طرفی با بومی سازی این نوع فروش در ایران به عنوان اولین شرکت ایرانی ( و به عنوان تنها شرکت ایرانی که در اساسنامه ثبتی خود سیاست و نحوه فروش محصولات خود را به صورت نتورک مارکتینگ اعلام نموده است ) فعال در زمینه نتورک مارکتینگ ، سعی نمود تا با ارئه یک راه حل کامل در زمینه مقابله با فرهنگ ناصحیح وارداتی از سوی شرکتهای به اصطلاح نتورک ، گام مهمی در زمینه ارائه یک الگو و فرهنگ درست تجارت به صورت بازاریابی شبکه ای برداشته باشد . بیش از 9 ماه پیش تیم قدرتمندی در زمینه تدوین روش صحیح بازاریابی شبکه ای که با فرهنگ کشور ما سازگار بوده و از طرفی با قوانین بین المللی و استانداردهای موجود در کشورهای پیشرفته و پیشرو در این زمینه باشد توسط نظارت مستقیم مدیر عامل شرکت شروع به کار نمود و پس از جمع آوری اطلاعاتی بیش از یازده هزار صفحه موضوع در زمینه های مختلف از منابع داخلی و خارجی مجموعه ای را تدوین نمود که بتواند نیاز داخل کشور در زمینه دانش این نوع از بازاریابی را برآورده نماید و از طرفی بتواند با الگوهای مخرب و وارداتی شرکتهای خارجی مقابله نماید .

لذا از تمامی علاقمندانی که قصد دارند تا روش صحیح بازاریابی شبکه ای را آموزش ببینند دعوت میکنیم تا با شرکت در کلاسهای مجازی مربوطه با شناخت بهتر و شایسته تری در زمینه بازاریابی شبکه ای قدم بردارند .

برای کسب اطلاعات بیشتر ، با مدیران ارشد بازاریابی خود تماس حاصل فرمایید

منبع : اخبار سایت رسمی وست ویژن 16/10/85

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 دی1385ساعت 11:3  توسط محمد | 

 

همه انسانها در مقطعي اززندگي خود ، گام را براي شاد زيستن برداشته اند و همان گام اول ، مقدمه قدمهاي بعدي شده است . بعضي وقتها اشتباه بزرگ ما “ سخت گير بودن “ ماست . شغلي به ما پيشنهاد مي شود ، آن را رد مي كنيم و دليل مي آوريم “ اين دقيقا شغل مورد دلخواه من نيست “ . اما اگر شغل مناسبتري موجود نباشد ، منطقي تر اين است كه همين شغل را بپذيريم ، در آن مهارت پيدا كنيم و شاهد باشيم كه از اين پله به پله بالاترصعود  مي كنيم . اگر پيشنهاد بزرگي وجود ندارد از پيشنهادهاي كوچك آغاز كنيد . دل به دريا بزنيد  !!.

 

نتيجه :

 از هر كجا كه مي توانيد آغاز كنيد . براي هر كاري كه در پيش روي شما قرارمي گيرد حداكثر توان خود را به كار بگيريد و مطمئن باشيد كه فرصتها و موقعيتها شما را پيدا خواهند كرد . هر پله آغازي است براي رسيدن به پله ديگر .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 دی1385ساعت 10:39  توسط محمد | 

۱- قبل از شروع گفت و شنود يا متعهد شويد به گوش دادن خالص و مؤثر و يا آن گفتگو را به وقت معين ديگري محول نمائيد .

۲ - در ابتدا با گوينده زمينه رابطه بر قرار كنيد و با او باشيد . انگار شما نيستيد وفقط او هست .

۳ - گذشته ها را به گذشته سپرده و با شنوائي نوين گوش دهيد . انگار بار اوليست مطلب مطرح مي شود .

۴ - به هنگام گوش دادن بگذاريد هر حالت بدني و هر زمزمه دروني پيش مي آيد ، پيش آيد . در برابر آنها مقاومت نكنيد اما به آنها هم اهميت ندهيد و آنها را رها كنيد .

 ۵ - با تعهد خود كه گوش دادن و گرفتن مطلب است مداوما در تماس باشيد و به تمايلات و خواسته هاي ذهني خود كه نشان دادن عكس العمل يا شروع جد و بحث است ، اهميتي ندهيد . فقط گوش كرده و موضوع را بگيريد .

 ۶- تعهد شما به اين است كه مطلب را آنطوري كه گوينده منظورش است بگيرد و هر دو از اين گفت و شنود راضي و نيرومند بيرون آئيد .

۷ - به هنگام گوش دادن به خصوص به نكات گفته شده يا گفته نشده ذيل توجه نماييد
 

 الف ) چه اتفاقي افتاد كه اين مورد يا مطلب پيش آمد ؟ ب ) گوينده جايگاهش و تعهدش در اين گفت و شنود به چيست ؟ج ) چه كمبودي اينك در اين مورد يا رابطه وجود دارد ؟
ه ) چه امكاناتي در گفتار يا در آتيه در مورد مطلب مورد نظر وجود دارد ؟

۸- هر موردي از موارد فوق كه برايتان روشن نيست را ، از گوينده سؤال كنيد تا روشن و كامل شود.

۹- مطلب را به طور خلاصه براي گوينده طوري بازگو كنيد كه او بگيرد كه شما مطلب را گرفته ايد . نهايتا هدف اين است كه منظور از آنچه كه گفته و شنيده شده يكي باشد .

نكات : از هيچي گوش كن ـ از امكان گوش كن ـ به تعهد توجه كن ـ به كمبود توجه كن و نه به اشكال ـ مطلب را بگير طوري كه گوينده مي خواهد بگيري ـ هر گاه مطلب را به اين صورت گرفتي فاز اول يك ارتباط مؤثر كامل شده است .

منبع:هفت باور

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 12:13  توسط محمد | 
جوابیه به سایر نتورک ها ........
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 11:55  توسط محمد | 

  در جهان هستي تبعيض وجود ندارد 

 

موفقيت و سعادت شما به مجموعه اي از  اصول و قوانين طبيعي و چگونگي بهره گيري از آنها بستگي دارد

قانون كاشت و برداشت

پيامبران الهي و آموزگاران بزرگ معنوي درسهاي خود را در قالب داستانهايي ساده به بشريت آموخته اند . آنها از فصلها ، غلات و ماهيها سخن گفته اند زيرا مردم آن روزگاران زبان كشاورزي و صيد را بهتر مي فهميده اند . اما در پشت اين داستانهاي به ظاهر ساده ، مفاهيم بسيار عميقي نهفته است ، تمام قوانين طبيعت در اين داستانها جمعند در قوانين بالا براي آنكه محصولي برداريم بايد اول خاك را بكنيم و دانه اي را بكاريم ( تلاش) ، بعد مدتي را به انتظار بنشينيم ( شكيبايي) و آن وقت است كه مي توانيم لوبيا را برداشت كنيم . به عبارت ديگر :

ثمر = شكيبايي + تلاش

اما در زندگي ما آدمها اين اصل غالبا گم مي شود . اگر با خودمان رو راست باشيم   مي توانيم فهرست همه اتفاقاتي كه برايمان روي داده است را بنويسيم و بعد ببينيم كه خود ما تا چه اندازه به روي دادن آن كمك كرده ايم . نگران اين نباشيد كه آيا قوانين جهان هستي براي همسايه شما هم اجرا مي شود يا نه ؟ اين قوانين را در زندگي ، روابط ، موفقيتها ونا اميديهاي خود جستجو كنيد . مطمئن باشيد كه از اين طريق مي توانيد به آرامش ذهني عميق تر دست پيدا كنيد . زندگي يك پيشرفت تدريجي است و هر چه شما بهتر مي شويد بازي هم بزرگترمي شود . سؤالي كه همواره مطرح است اين است كه : با آن چيزي كه در اختيار داري چه مي كني ؟ و تا وقتي جواب اين باشد كه كار زيادي نمي كنم ، اميدي به بهبودي نمي رود .

 

نتيجه :

 جهان به تلاش پاداش مي دهد نه به بهانه .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 دی1385ساعت 23:2  توسط محمد | 
 

نگذار؛

نه سیاهی،

نه سکوت،

نه دیوار و نه سیم خاردار

لبخندت را از تو بگیرد.

بگذارشیرینی لبخندت

تلخی گذشته را بیرنگ کند...

هر جا که هستی باش؛

وست باش؛

برای ویژنت باش؛

تا همیشه

 

با تشکر از وست ویژن برای همیشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 دی1385ساعت 10:26  توسط محمد | 
 

1- سلام و احوالپرسی با همکاران
شاید به نظرتان سلام و احوالپرسی با همقطاران یک امر بدیهی باشد، اما آنقدرها هم که شما تصور می کنید پیش پا افتاده نیست. این کار چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد اما در عوض باعث می شود که در نظر دوستان و همکارانتان فرد خوش مشرب، جالب، و به یادماندنی جلوه کنید.

من در طول زندگی شغلی خود هم شغل های تمام وقت داشتم و هم به عنوان مشاور برای شرکتهای بسیاری در شهرهای بزرگ و مختلفی فعالیت داشتم. خیلی از افراد را میدیدم که با سر پایین و چهره ترشرویی رفت و آمد می کردند. یادم می آید یک بار برای شرکتی مشاوره می کردم. مدیر امور مالی هر روز صبح که می آمد مستقیم به سمت دفتر خود می رفت و حتی یک لحظه هم توقف نمی کرد که به افرادی که بر سر راهش قرار دارند نیم نگاهی بیندازد. حتما تا به اینجا خودتان متوجه شده اید که او یکی از افرادی بود که هیچ کس به او علاقه ای نداشت. شاید کار او با اعداد و ارقام قابل ستایش بود اما در روابط خود با مردم یک فاجعه بود.

2- لبخند
این کار هم شاید بدیهی باشد اما افراد بسیار کمی هستند که در زمینه شغلی این کار را انجام می دهند. زمانی که مشغول صحبت کردن با کارکنان هستید و یا در حال سخنرانی می باشید اجازه دهید هر چند وقت یکبار لبخندی بر روی لبانتان بنشیند. آنقدرها هم که فکر می کنید کار دشواری نیست. با مشاهده یک لبخند گرم هر کسی احساس بهتری هم نسبت به خود و هم نسبت به شما پیدا می کند.

به عنوان مربی ارتباطات من مدیران و کارفرمایانی را دیدم که به صورت خود یک ماسک می زنند و زمانی که در حال صحبت کردن با خدمه، کارکنان و همکارانشان هستند به سختی چهره هایشان تغییر می کند. اما موفق ترین مدیران کسانی هستند که اعتماد به نفس کامل داشته، از زندگی خود لذت ببرند و از اینکه در زمان مناسب لبخند ملیحی بر لبان خود آورند هیچ ترسی به دل راه نمی دهند.

3- تحسین و تشکر
سعی کنید به طور روزانه از افراد تشکر کنید. کسانی که کارهایشان را دور از انتظار انجام می دهند مستحق تشکر و تمجید شما می باشند. البته اگر این کار را در حضور سایرین انجا دهید که دیگر کارتان حرف ندارد!

ریچارد برنشن، مدیر یک موسسه اقتصادی که به دلیل شور و اشتیاق زیادش در کار مـعـروف شـده بـود در طـی مصاحبه خود با مجله "ثبت شرکت ها" به خبرنگار گفته بود "تعریف کردن از دیگران باعث می شود آنها رشد کنند، و انتقاد باعث می شود که ریشه تمام خلاقیت ها خشک شود." اغلب افراد به این دلیل که درآمد بالاتری داشته باشند شغل های خود را ترک می کنند و اولین دلیل استعفا نیز همین مورد می باشد. اما کنار آمدن از کار فقط به خاطر مسائل مالی نیست، عده دیگری از افراد نیز هستند که به این دلیل که به اندازه کافی تایید نشده و سایرین آنها را به رسمیت نمیشناسند مجبور می شوند که شغل خود را عوض کنند. یک رءیس شرکت که جزء میلیونرها هم هست "اسکات کوک" روزی به من گفت: " مردم به چیزی فراتر از حقوق سر ماه نیاز دارند" این گفته کاملا صحت دارد. افراد پایین مقام تر می خواهند که احساس کنند کارشان مفید است و از دید سازمان و کارفرمای خود افراد ارزشمندی هستند.

4- با همه به خوبی رفتار کنید
سعی کنید هر روز صبح در محل کار خود یک کار زیبا و دلپسند را در مورد یکی از همکاران خود انجام دهید به ویژه آنهایی که مقام پایین تری نسبت به شما دارند. برای مثال پیام تشکری برای آبدارچی که چای و شیرینی جلسه امروز را درست کرده بفرستید.

اگر فکر می کنید دیگران کارهای شما را زیر نظر ندارند من یک خبر برایتان دارم. مدیران، همقطاران و افراد پایین رتبه همه و همه چشم به کارهای شما دوخته اند و مرتبا در حال ارزیابی رفتار شما هستند. زمانی که سرمایه دار بزرگ "برنسن" را به یک برنامه تلویزیونی دعوت کرده بودن او صورت خود را آراسته بود و روی سر خود موی مصنوعی گذاشته بود، درست مثل اینکه قصد دارد در یک مسابقه زیبایی شرکت کند. او به شدت بر روی این امر تاکید می کرد و اظهار می داشت که از این طریق می توان تشخیص داد که افراد با اطرافیان خود چگونه برخورد می کنند و برای آنها در چه حد ارزش قائل هستند.

5- خونسردی خود را حفظ کنید
زمانی که مسائل جزئی بر وفق مراد شما پیش نرفت نباید به سرعت از کوره در روید و بگذارید چنین مواردی خونسردی شما را از بین ببرند. از یک زبان مثبت و خوش بینانه در گفته های خود استفاده کنید و حرکات بدن خود را کنترل کنید. به عبارت دیگر با سرعت به سمت جلو و عقب راه نروید و انگشتان و دستان خود را به هم نفشارید. محکم و استوار باشید و با قاطعیت صحبت کنید!

من روزی این شانس را پیدا کردم که با یکی از قهرمانان واقعی ارتش، مردی که شخصیتی شبیه به آنچه در فیلم های سینایی می بینید داشت. فرمانده ارشد "مت اورسمن" گفت که رهبران و فرماندهان باید در یک جو مملو از اعتماد به نفس زندگی کنند. یک رهبر بدون توجه به اتفاقاتی که در اطراف او در حال رخ دادن است،   باید محکم و استوار " مثل یک کوه" بر سر جای خود بایستد. او می گوید حتی اگر راه حل مشکلی در همان لحظه به ذهنتان نمی رسد باز هم باید خونسردی خود را حفظ کنید و به دیگران القا کنید که همیشه کنترل تمام امور را به دست خود دارید. در چنین شرایطی آن جو اعتمادی که قبلا در مورد آن با شما صحبت کردیم به حقیقت میپیوندد. زمانی که در شرایط فشار خوش بین باشید می توانید تاثیر بی نهایت مثبتی را در ذهن دیگران از خود بر جای بگذارید. در جریان 11 سپتامبر، شهردار نیویورک "رادولف گالیانی" به عنوان یکی از افرادی که تسلط کاملی بر نفس خود دارد شناخته شد. او آنچنان تاثیری بر روی مردم گذاشت که تا به حال هیچ کجا دیده نشده بود. یکی از افرادی که تحت تاثیر شدید او قرار گرفته بود " اپرا وینفری" بود. اپرا در مورد او اینچنین می نویسد: "در روزهایی که برای همه سخت بود، او آنچنان اعتماد به نفسی داشت و آنچنان محکم و پر صلابت به خانواده های بازمندگان قوت قلب می داد که مردم به او لقب شهردار آمریکا دادند."

6-  e-mailهای خود را شخصی (personalized) كنيد
زمانی که شما برای کسی نامه الکترونیکی می فرستید هیچ کس نمی تواند ظاهر و یا حرکات شما را ببیند، به همین دلیل به راحتی می تواند شما را یک فرد رک، متکبر و خودخواه تصور کند. به همین دلیل چند ثانیه بیشتر وقت بگذارید و نامه های را شخصی کنید.

به این مثال توجه کنید؛ به جای اینکه بنویسید "من گزارش را تا ساعت 2 بعد از ظهر می خواهم" از این جمله استفاده کنید "مهم است که گزارش شما امروز آماده شود، اگر آنرا تا اخرین مهلت "2 بعد از ظعر" به ما تحویل دهید، ممنون خواهیم شد." آیا به نظر شما دومی بهتر نیست؟ البته شاید کمی دارای اطناب و درازگویی باشد و معمولا نامه های ادارای باید مختصر و مفید باشند. اما اگر به دقت نگاه کنیم متوجه می شویم که آنقدرها هم که فکر می کردیم طولانی نیست و گذشته از آن می توانید از این طریق ارتباط خوبی را با خدمه خود برقرار کنید.

7- خیلی زود جلوی مشکلات را بگیرید
خیلی سریع باید راه حل مشکلات را پیدا کنید، به ویژه آن دسته از مسائلی که باعث بروز جر و بحث و دعوا می شوند. اگر شما سرپرست بخشی هستید وظیفه سنگین تری نسبت به حل مشکلات دارید. اگر یکی از کارمندان به شما خبر داد که یک خدمه مشغول انجام امور غیر اخلاقی است حرف او را جدی بگیرید. در مورد او تحقیق و پرس و جو کنید، با شخص مورد نظر گفتگو کنید و تمام مواد را ثبت و ضبط کنید! با این کار شما به عنوان شخصی که به مشکلات اجازه رشد نمی دهد شناخته خواهید شد.

رهبران موفق همیشه به سرعت مشکلات و موانع مختلف را بررسی کرده و در رفع آنها کوشش می کنند. به خاطر می آورم که در یک شرکت بیشتر کارمندان ایمان خود را به کارفرمای خود از دست داده بودند. پشت سر هم غیبت می کردند، همیشه در حال شایعه پراکنی بودند و با هم دست به یقه می شدند. کارفرما که مکررا از حضور در بین آنها خودداری می کرد، کنترل خود را در امور مختلف از دست داده بود و چیزی نگذاشت که هیچ فایده ای برای شرکت نداشت و پس از چندی شغل خود را از دست داد.

8- دور هم جمع شوید
کارمندان دوست دارند احساس کنند که شما به آنها و زندگی شخصی شان اهمیت می دهید. آنها را بعد از کار به مهمانی دعوت کنید و یا با هم به یک مسابقه بیس بال بروید. این کار خوش نیتی شما را به همکاران، خدمه و کارمندانتان ثابت می کند.

امتحان کنید: یک مهمانی کوچک و خودمانی ترتیب دهید، به همکارانتان mail بزنید و آنها را برای نهار به اتاق کنفرانس دعوت کنید. حتما نباید یک مهمانی بزرگ بگیرید. دور هم جمع شدن های کوچک و خودمانی باعث می شود کارکنان با هم اتحاد بیشتری پیدا کنند.

برای رسیدن به موفقیت، مثبت باشید
بالارفتن از پله های موفقیت شغلی نیازمند کمک دیگران نیز می باشد. رهبران حرفه ای و موفق کسانی هستند که بتوانند در میان همکاران و کارمندان خود شور و اشتیاق ایجاد کنند. اگر تنها مثبت فکر کنید کافی نیست، بلکه باید مثبت زندگی کنید.

مقاله بالا بر گرفته از سایت مردمان دات کام می باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 دی1385ساعت 10:22  توسط محمد | 
 

 

موفقیت همین است: جمع راه و روش های زندگی هوشمندانه. در اینجا به چند مورد از این شیوه ها اشاره می کنیم.

 

1-  با دقت لباش بپوشید
قبل از ترک منزل به سمت محل کار، زمانی را صرف چک کردن شیوه ی لباس پوشیدن خود کنید و اطمینان حاصل کنید که آیا لباس مناسب به تن کرده اید یا خیر. ممکن است بعضی ها بگویند که لباس برای آدم ارزش نمی آورد، اما به عقیده ی من کاملاً اشتباه است. دنیای کار و تجارت تا حد زیادی روی این مسئله می چرخد.

اگر مثل یک فرد موفق لباس بپوشید، دیگران هم مثل یک فرد موفق با شما برخورد میکنند. پس در شیوه ی لباس پوشیدنتان تجدید نظر کنید.

 

2-  مثل برنده ها بیندیشید
رفتار خود شخص نقش بزرگی در موفقیتش دارد. دیدگاهتان نباید هیچگاه مثل انسان های شکست خورده باشد. خوب است که پیشرفت ها و دستاوردهایی که در راه آنها تلاش می کنید را برای خود مجسم کنید. همیشه نیمه ی پر لیوان را ببینید. مردم هم همیشه از افراد موفق تبعیت میکنند نه منفی بافان.

 

 

3-  جزئی از یک گروه باشید
موفقیت اکثر اوقات یک کار گروهی است. یک گلزن در فوتبال هیچوقت به تنهایی نمیتواند موفقیت کسب کند. با همکاری و مساعدت اعضای مختلف یک گروه، موفقیت به دست می آید. اگر در یک گروه کار می کنید، تا جایی که می توانید مسئولیت ها و کارهای خود را به بهترین نحو ممکن انجام دهید و از دیگران نیز همین انتظار را داشته باشید. در این حالت است که موفق خواهید شد.

 

4-  پویشگر باشید
کسی که شکار کردن بلد باشد، می داند که می توانید منتظر شکار در جایی مخفی شوید اما هیچوقت چیزی شکار نکنید. قانون شکار این نیست. باید از مخفیگاه بیرون آیید و خودتان به دنبالش بروید. در مسائل کاری نیز وضع به همین منوال است. منتظر تکلیف نمانید. خودتان به دنبال کار باشید. در خود انگیزه ایجاد کنید و به دنبال پروژه های جدید باشید و از هیچ چیز هراسی به دل راه ندهید.

 

5-  احساسات خود را به روشنی بیان کنید
وقتی همه ی قدم ها را به دقت بردارید، تنها چیزی که ممکن است مانع رسیدن شما به موفقیت شود، مهارت های ارتباطی است. خود را در یک جلسه ی کاری تصور کنید. رئیستان از شما نظر خواهی می کند. شما دقیقاً می دانید که چه باید بگویید تا مشکل حل شود، اما در بیان آن عاجزید. صدایتان و کلماتتان  هیچکدام یاریتان نمیکنند. اینجاست که همه کم کم از شما دوری می کنند. پس یاد گرفتن مهارتهای ارتباطی یکی از اصول اولیه است.

 

6-  همیشه نتیجه را در ذهن داشته باشید
هر کاری که انجام می دهیم، قطعاً دلیلی دارد. و برای رسیدن به نتیجه ای مشخص است که همه ی این کارها را انجام می دهیم. در محل کار هم باید همین طور باشد. هر کار ناخوشایندی هم که مجبور به انجامش هستید را با در نظر گرفتن نتیجه و هدفتان به دقت انجام دهید. این به شما انگیزه هم می دهد.

 

7-  بدانید چطور پشت تلفن صحبت کنید
مهم نیست کار شما چه باشد، تلفن همیشه یکی از مهمترین ابزارها بوده است. حتی از کامپیوتر هم مهم تر است چون وسیله ای است که با آن ارتباط برقرار میکنیم. کسی که آنطرف خط است باید اطمینان یابد که شما دقت و توجه لازم را به او دارید. هنگام صحبت کردن با تلفن از خوردن و آشامیدن و آدامس جویدن خودداری کنید.

 

8-  منظم باشید
هنگام کار کردن روی یک پروژه، قدم به قدم همه ی مراحل را به دقت طی کنید. برای کار خود طرح و برنامه داشته باشید. اگر قسمتی از کار را ندیده بگیرید، مطمئناً کارتان به نتیجه نخواهد رسید.

 

9-  انتقاد نکنید
گروهی از مردم فقط برای ایراد گرفتن از سایرین زندگی می کنند. شما اینطور نباشید، اگر در کار کسی ایرادی مشاهده کردید، مثل یک معلم به او گوشزد کنید. کسی را مسخره نکنید و بیش از حد شکایت نکنید. و زمانی هم که کاری شایسته ی ستایش است، تحسین کنید.

 

10-  مودب باشید
سعی کنید در برخورد با دیگران همیشه مودب و مشتاق و علاقه مند باشید. مردم درمورد ما با نحوه ی برخوردمان با آنها قضاوت می کنند. خوش خلق باشید و رفتارتان را اصلاح کنید.

 

 

 

11-  هر از گاهی مسئولیت مشکلی را بر عهده گیرید
افراد در برخورد با مشکلات دست پاچه می شوند. بهترین راه حل برای از بین بردن این مشکل این است که هر از چند گاهی مسئولیت برطرف کردن یک مشکل را بر گردن بگیرید.

 

12-  با انتقادات دیگران از شما به خوبی برخورد کنید
وقتی کسی از شما انتقادی می کند، ابتدا ببینید منبع معتبری دارد یا خیر. راحت است که انتقاد را ندیده بگیرید و پیش خود بگویید طرف حسود بود. اما خوب است که گهگاه خودمان را همانطور که دیگران می بینند ببینیم. روی انتقادات دیگران فکر کنید و توصیه ها را نادیده نگیرید.

 

13-  الگو باشید
همیشه کارها را طوری انجام دهید که انتظار دارید دیگران انجام دهند. این کار بسیار تاثیر گذار است و در کل شرکت انعکاس پیدا می کند. اگر همیشه کارهایتان را به بهترین نحو انجام دهید، در کارتان نمونه خواهید شد و دیگران نیز به عنوان یک سرمشق از شما پیروی می کنند.

 

14-  صبور باشید
چیزی به اسم موفقیت یک شبه یا یک شبه ره صد ساله رفتن وجود ندارد. حتی آنها که به نظر شما یک دفعه موفق شدند نیز مطمئن باشید که برای رسیدن به این موفقیت زمانی طولانی تلاش کرده اند. رسیدن به موفقیت نیازمند گذر زمان است. باید صبور باشید و همیشه هدف را در ذهنتان نگاه دارید.

 

15-  چیزهای جدید بیاموزید
سعی کنید همیشه در زمینه ی کاریتان از اطلاعات روز باخبر شوید و علوم جدید مربوطه را یاد بگیرید.  همیشه سطح دانش خود را بالاتر از دیگران نگاه دارید و موفق خواهید شد.

راهی به سوی موفقیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله بالا بر گرفته از سایت مردمان دات کام می باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 دی1385ساعت 10:19  توسط محمد | 
 

ـ با خود بگو  هرگز   زانو  نخواهم    زد ، حتی اگر قامتم  از

آسمان کوتا هتر  شود... ما چیزی نداریم به جر رویاهایمان .

به آنچه که بیاند یشیم صورت خارجی پیدا میکند چون ما  از

دریچه ذهن به دنیا می نگریم هر فلج مادرزادی اگرقهرمان

دوی سرعت نشود؛خودش  مقصر است . خداوند  اندیشید

و نخستین  اندیشه اش فرشتگان  بود . خداوند سخن گفت

 و نخستین واژه اش انسان بود.

                                                          " جبران خلیل جبران

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 دی1385ساعت 10:18  توسط محمد | 
 

تولد برای پیروزی

 

بارها از خودم پرسيدم كه چرا بعضي در زندگي محكوم به شكست هستيم و زندگي توام با ناراحتي و عذاب مستمر هستیم؟

وقتي كارتي را تصادفي بيرون آوردم از ديدن تصوير پشت كارت حيرت زده شدم. در جاده اي منتهي به نوك يك تپه چهار نفر مشغول دويدن بودند. گويي مسابقه دو يا چيزي شبيه آن بود. ظاهرا خط پايان مسابقه هم نوك تپه بود. اما در محل خط پايان چهار عدد جام طلايي عينا مانند هم قرار داشتند و اين يعني هر چهار نفر بالاخره يك جام نصيبشان مي شد.

با تعجب كارت را برگردانديم و نوشته پشت آن را خوانديم. متن نوشته اين بود:

{ما انسان ها براي برنده شدن متولد شده ايم. در واقع سرنوشت و تقدير تك تك ما آدم ها برنده شدن حتمي است. براي تك تك ما هم جامي اختصاصي جداگانه در نظر گرفته شده است}

 آنچه براي هر فردي مهم است اين است كه به خود حركتي دهد و خود را به جام اختصاصي اش برساند. وقتي در ميدان مسابقه زندگي تنها رقيب مسابقه ما خودمان هستيم و تك تك ما براي برنده شدن خلق شده ايم، ديگر شكست چه معنايي مي تواند داشته باشد؟!

{ آنچه برنده شدن حتمي ما را به تاخير مي اندازد، توقف و ايستادن هاي مقطعي و مكرر و بي دليل ما در صحنه هاي مختلف زندگي است

 وقتي دوباره كارت را برگدانديم و به تصوير پشت كارت خيره شديم. چهار نفري كه در حال مسابقه بودند بيشتر از آن كه به فكر يكديگر و جلو زدن از هم باشند به جام هاي خود خيره شده بودند. مسير مسابقه هم چندان هموار نمي نمود و انواع خار و سنگ و موانع در مقابل هر يك از چهار نفر قرار داشت. ولي نكته اين جا بود كه اين چهار نفر با جديت تمام سعي مي كردند به نحوي از موانع سر راه خود عبور كنند و خود را به جام اختصاصي خود برسانند.

هميشه چيزي در ته دلم مي گفت يك جاي بازي شكست و پيروزي غلط است. اما از بس كه مردم اطرافم دايم مرا از شكست مي ترساندند و شيريني دنياي پيروزي و موفقيت را به رخم مي كشاندند، هرگز فكر نمي كردم كه اين بازي از اساس غلط است و اصلا چيزي به نام شكست وجود ندارد. هرچه هست فقط پيروز شدن است. دير و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. چرا كه هر يك از ما جام طلايي مخصوص به خود و فقط براي خود در انتهاي سفر داريم و اين كه فقط يك يا چند نفر در مسابقه برنده مي شوند و بقيه شكست مي خورند، اين حرف مال زميني ها و ذهن گراهاست و در عالم واقعيت چنين چيزي ديگر وجود ندارد. ما چه دلمان بخواهد و چه نه، براي پيروز شدن آفريده شده ايم. همين كه تا اينجا كسي ما را زنده نگه داشته است و مي خواهد باز هم ما را جلو ببرد اين نشان مي دهد كه بايد برخيزیم و به سمت جلو برویم. جايي كه خيلي عالي است.

هيچ مي دانيد به اين باور رسيده ایم كه همه آن هايي كه ديگران را تحقير مي كنند بيشتر تلاش مي كنند حقارت و پستي خود را بپوشانند. و تهمت ها و سركوفت هاي آنها فقط وقتي نتيجه مي دهد كه مخاطبي داشته باشند. يعني فرد مقابلشان اين تحقير را بپذيرد و تسليم شود. شكست يعني همين! يعني قبول كردن بي فايده بودن تلاش و هرگز نرسيدن به جام پيروزي! به عبارت ديگر يعني پذيرش بي فايده بودن حركت و در نتيجه توقف! در تصوير كارت جادويي يكي از انسان ها ايستاده بود. ولي يكي ديگر به طور چهار دست و پا جلو مي رفت. شايد همه فرض كنند او كه چهار دست و پا مي رود شكست خورده تر از همه است. اما وقتي خوب نگاه مي كنم مي بينم او كه ايستاده و متوقف شده بيشتر لايق لقب شكست است.

ما با حيرت به تصوير كارت خيره شديم. يكي از اشخاص تصوير چهار دست و پا جلو مي رفت و يكي انگار به دليلي كه خودش نمي داند ايستاده است. جال اين جا بود كه فاصله كسي كه چهار دست و پا حركت مي كرد نسبت به جام طلايش بسيار كمتر از بقيه بود! او جلوتر از همه به جام مي رسيد. فقط به اين دليل كوچك كه حركت مي كرد و دست از تلاش بر نداشته بود!

شكست خورده كسي است كه مي ايستد و رنج شنيدن دشنام و متلك ديگران را تحمل مي كند اما يك قدم به جلو بر نمي دارد تا ببيند كه تقدير حتمي او پيروزي است و انسان ها فقط براي پيروز شدن خلق شده اند.

 منبع: team-vast.blogfa.com(با تشکرازآقای دلال زاده)

+ نوشته شده در  جمعه 24 آذر1385ساعت 20:3  توسط محمد | 
الف: آغاز كار با خريد يك محصول
ب
: برنامه زمان بندي دقيق براي كار و تعهد به آن
پ
: پايه ريزي پروسه آموزش همراه ليدر
ت
: تمرين و تكرار
ث
: ثبت ليست اهداف، روياها، اشخاص....
ج
: جزوه ها، سي دي هاي آموزشي، سايت اينترنتي و ليدرهاي شما راهنماي شما هستند.
چ
: چگونه بايد افراد را دعوت كرد.
ح
: حل پرسش هاي افراد مورد پي گيري و هدايت آنها.
خ
: خسته و دلسرد نشويد با شنيدن «نه»
د
: ديد باز و روشني از آينده براي خود تجسم كنيد.
ذ
: ذره اي شك به دل راه ندهيد.
ر
: روشهاي سنتي در اين تجارت كاربرد ندارد
ز
: زمان آن رسيده كه در مقابل تغييرات مقاومت نكنيد خود را فراموش كرده وبه سازمان خود فكر كنيد.
ژ
: ژست و پرستيژ خود را براي ساخت اعتماد افراد حفظ كنيد.
س
: سود دهي سيستم و آينده را براي افراد ملموس كنيد.
ش
: شركت در گرد هم آيي و جلسات گروهي.
ص
: صبر و پشتكار براي تمام مراحل كار
ض
: ضامن موفقيت، صرف زمان و انرژي شماست.
ط
: طريق معرفي سيستم را بياموزيد.
ظ
: ظرفيت تمركز خود را نسبت به كار بالا ببريد.
ع
: عصباني نشويد، جبهه نگيريد و صادق باشيد.
غ
: غير اصولي كار را پيش نبريد چون به طور حتم شكست مي خوريد.
ف
: فكر نكنيد اطلاعات لازم را كسب كرده ايد و ديگر احتياجي به آموزش و تمرين نداريد.
ق
: قابليت ليدر شدن را دارا مي باشيد پس براي كسب مهارتهاي لازم تلاش مداوم داشته باشيد.
ك
: كار را جدي بگيريد.
گ
: گرچه راهي سريع براي پولدار شدن نيست اما راهي مطمئن است.
ل
: ليدر گروه خود شويد.
م
: معرفي كار، پيگيري و تلاش براي مجموعه هايتان را بر عهده بگيريد.
ن
: نقشه هاي خود را اعلام كنيد تا به اجراي آنها متعهد باشيد.
و
: وظيفه ليدر هدايت و حمايت كردن آموزش و جهت دادن به سازمان خود مي باشد.
ه
: همانند سازي را فراموش نكنيد.
ي
: يعني شما با در نظرگرفتن هدف صرف وقت و انرژي و استراتژيهاي مناسب موفق خواهيد شد.

با تشکر فراوان از هات ویژن تیم

+ نوشته شده در  جمعه 24 آذر1385ساعت 9:41  توسط محمد | 
 

1- نود روز (سه ماه) برنامه فعاليت كاري تنظيم نماييد........

.......تلويزيون ، فوتبال و هر فعاليت ديگر را نود روز فراموش نماييد. صبح ها زودتر بيدار شويد و شب ها ديرتر بخوابيد و هر روز با مردم بيشتري صحبت نماييد.

2-اهداف بزرگ داشته باشيد و آنها را بنويسيد..........

.............و تاريخ مشخصي براي رسيدن به آن تعيين نماييد. اگر هدف معوق گذاشته اي در زندگي داريد ، اكنون آن را بنويسيد و به انجام آن متعهد شويد .

3-خودتان محصولات كمپاني را استفاده نماييد........

.......اگر شما محصولات غذايي يك كمپاني را تبليغ نماييد ولي محصولات كمپاني ديگري را به عنوان ارزان بودن استفاده نماييد ، خودتان تبليغ محصولتان را از بين
برده ايد.

4-متخصص محصولات و كمپاني باشيد كه براي آن كار مي كنيد........

.......همواره خودتان را مرور نماييد و تلاش كنيد در يادگيري حرفه خود بهترين باشيد.

5- اثرات هرگونه رويدادهاي منطقه اي ، ملي و محلي را بر روي مجموعه خود مد نظر داشته باشيد........

.......همواره كليه اطلاعات را در اختيار داشته باشيد.

6-

.......و چشم اندازهاي آنها را در نظر بگيريد. متعهد باشيد كه هر تماس تلفني و هر آشنايي را براي مجموعه خود در نظر بگيريد.

7- هر روز افراد جديدي را براي مجموعه در نظر بگيريد........

.......متعهد باشيد كه هر روز كسي را ملاقات و پرزنت نماييد. قانون " 60 متر " را به خاطر داشته باشيد. هر كس كه در شعاع 60 متري شماست يك كانديدا است. با هر غريبه اي كه در شعاع 60 متري خود مي بينيد صحبت نماييد. اهميت ندهيد كه اگر جواب منفي مي دهند ، شما تلاش خود را نموده ايد. اجازه ندهيد روي سنگ قبر شما بنويسند : " در اين مكان شخصي آرميده است كه درباره كارهايي كه بايد انجام مي داد بسيار فكر كرده است ، ولي هيچ يك را انجام نداد ". بلكه اجازه دهيد بنويسند : " در اين مكان شخصي آرميده است كه هر كاري را مي توانست انجام داد و سراسر زندگي خود را وقف رساندن پيام هاي مثبت به مردم نمود كه بتوانند به آزادي مالي و وفور نعمت در زندگي خود دست يابند ".

8- به طور منظم با بالاسري و زيرمجموعه هاي خود در تماس باشيد........

......." ناپديد نشويد ". با بالاسري خود در تماس باشيد و با زيرمجموعه هاي خود كار كنيد. قابل رؤيت باشيد. هرگز بالاسري و زيرمجموعه هاي شما نبايد بگويند " اوه ، تعجب مي كنم اگر امروز او را ببينم". آنها بايستي بدانند كه شما مجموعه اي با روابط قوي ساخته ايد و يك رابطه قوي مبتني بر ارتباط دائمي ميان اعضاست

9- ايفا كننده عالي ترين نقش در مجموعه خود باشيد........

.......تلاش كنيد در مجموعه خود به عنوان بهترين دانش آموز ، بهترين جلب كننده مشتري و خلاصه بهترين در هر عملي كه انجام مي دهيد شناخته شويد. تمام كارهاي شما در مجموعه شما همانندسازي ترجيح مي دهيد مجموعه شما با سرعت حلزون به رشد خود اذامه دهد و يا با سرعت جاگوار ، انتخاب با خود شماست (duplication) خواهد شد..

10- شخصاٌ هر ماه با افراد جديد تماس برقرار نماييد........

......مديريت را فراموش كنيد. در اين كار پولي براي مدير نيست. هميشه اهل عمل باشيد نه اهل نظارت ..........ليدر باشيد. افراد بيشتري را حمايت نماييد. با افراد بيشتري صحبت نماييد و با تمام محدوديت ها ، خود را توسعه دهيد.

11- هر يك تا دو ماه ليدرهاي خود را توسعه بدهيد........

.......افراد جديد خود را تحت آموزش بگيريد و از آنها ليدر بسازيد. گاهي از آنها بخواهيد ميزبان اجتماعات و يا سخنران مجامع شما باشند. تلاش كنيد كه مسئوليت خودشان را بپذيرند

12- مصر و مقاوم باشيد........

.......موانع و مشكلات را فراموش نماييد. بر آنها فائق بياييد ، از زير و يا كنار آنها عبور نماييد. اگر لازم شد آنها را منفجر كنيد. اگر بخواهيد و متعهد باشيد كه بر موانع غلبه نماييد، موانع قابل غلبه هستند. اجازه ندهيد هيچ چيزي شما را از راه خود منحرف نمايد. شما بايستي هدفي پيش روي خود داشته باشيد و همواره به آن بنگريد. اجازه ندهيد هيچ چيز و هيچ كس مانع رسيدن شما به خواسته تان گردد و براي موفقيت يا شكست خود شرمنده هيچ چيز و هيچ كس نباشيد. مشكلات مديريت مجموعه شما ، حمايت شما ، محصول و يا روش بازاريابي شما فقط به خود شما مربوط مي باشد نه كس ديگر. پس گام برداريد و مسئوليت گام هايتان را بپذيريد. شما فقط در برابر يك نفر مي توانيد شرمنده شويد ، "خودتان" و من مطمئن هستم كه شما هرگز بابت يك چك 20،000 دلاري در ماه شرمنده خودتان نمي شويد.

13- به اين كار به چشم يك تجارت بنگريد و نه يك سرگرمي........

.......يا با تمام وجود كاركنيد و يا اين كار را رها كنيد. بينابين نمي شود.. مديريت غيابي نمي شود. هر روز سركار خود باشيد و طوري رفتار نماييد كه انگار فردا مي خواهيد به يك تعطيلات شش ماهه به اروپا برويد. جالب است كه وقتي مي دانيم فردا مي خواهيم به تعطيلات برويم ، بيشتر كار مي كنيم. مشغول فعاليت هاي بازده و سود ده باشيد. اگر شما تجارتي داشتيد كه يك ميليون دلار براي آن هزينه اوليه نموده بوديد ، هر كار ممكن را انجام مي داديد تا يك ميليون دلار سرمايه گذاري شما در اين كار از بين نرود. با اين تجارت نيز بايد چنين رفتاري داشته باشيد. يك فرصت براي خوشبختي را هزينه نموده ايد و بايستي يك خوشبختي استحصال نماييد و اگر با آن مثل يك سرگرمي برخورد نماييد ، فقط همان فرصت خوشبختي را هزينه نموده ايد

14- با افرادي كه شايستگي اين كار را دارند كار كنيد........

.......اگر شما در نهايت جديت به اين كار مي پردازيد ، پس فقط با افرادي قادر به كار كردن مي باشيد كه آنها نيز جدي و متعهد مي باشند. از افراد غرغرو ونالان پرهيز نماييد. همه جور افراد در تيم ما وجود خواهند داشت ولي فقط با افراد جدي و متعهد كار كنيد كه اهدافي مانند شما در ذهن دارند. روش ساده اي براي شناسايي اين افراد وجود دارد : آيا آنها مداوم با شما در تماس مي باشند؟ آيا مشتاق به يادگيري اين تجارت
مي باشند؟ آيا در آموزش تازه واردين مشاركت مي نمايند؟ ...................و يا آنكه بعد از حمايت شما ناپديد مي شوند ؟ و يا مطالب را معوق مي گذارند و مي گويند كه "من هنوز نرسيده ام آنها را بخوانم"؟

15- آنچه را كه برايش بازاريابي مي كنيد بشناسيد........

.......شما بايستي مفهوم و اهميت محصول و خدماتي كه برايشان بازاريابي
مي كنيد را بشناسيد.

16- از موفقيت ها تجليل كنيد........

.......زماني كه ورودي هاي شما زير مجموعه هاي جديد مي گيرند و يا زماني كه به stage هاي خود مي رسند با آنها تماس بگيريد و به آنها تبريك بگوييد. بگذاريد آنها بدانند كه شما براي چنين كارهاي بزرگي به آنها افتخار مي كنيد. براي تمام كارهاي زيرمجموعه هاي خود اهميت قائل شويد. هرگز و هرگز از موفقيت افراد خود چشم پوشي ننماييد. موفقيت ها را بشناسيد و از انها تجليل نماييد.

17- زماني كه به موفقيتي دست مي يابيد در باد آن نخوابيد........

.......زماني كه به سطحي از موفقيت مي رسيد بايستي كه سريع آن را هضم نماييد، نه آنكه در باد آن بخوابيد. به مرحله بعدي فكر كنيد. موفقيت خود را جشن بگيريد و دوباره رو به جلو حركت نماييد

18- به تجارت خود و صنعت ما ايمان داشته باشيد........

.......مطمئن شويد كه هر روز با تمام وجود خود و با تمام روح خود ايمان داريد كه در راه درستي قرار گرفته ايد و با صنعت درستي كار مي كنيد.. هرگز شك نكنيد اگر كار درستي را انجام مي دهيد. نه از آن چشم پوشي نماييد و نه حيرتزده شويد ، فقط ايمان داشته باشيد. تنها زماني كه شما كار درستي را انجام نمي دهيد ، زماني است كه كار نمي كنيد و يا قبل از گرفتن نتيجه از سيستم خارج مي شويد

.

.

.

هر گونه تماسي را براي مجموعه خود مد نظر داشته باشيد........
 
با تشکر فراوان از هات ویژن تیم
+ نوشته شده در  جمعه 24 آذر1385ساعت 9:40  توسط محمد | 

تا به حال فکر کردید چرا خیلی از نتورکرها با این که اصول سیستم را خیلی خوب میدانند، کتابهای زیادی خوندن و از تجربه خوبی برخوردارند ،و زمان نسبتا زیادی رو هم در نتورک سپری کردند جواب دلخواهشان رو از سیستم نمیگیرند.

مثلا وقتی از اونها سئوال می کنید که :فلانی که با من ۴ لول فاصله داره ،خیلی دل به کار نمی ده و از زیر کار در میره ، چه کار باید بکنم؟  جواب اونها مجموعه ای از پاسخهای مختلف از Cd ها کتابهای موفقیت و بررسی شخصیتی فرد و آنالیزهای مختلف از بالاسریها و سیستم و غیره است اما...؟  در واقع تجربه ،دانش و یک ذهن پویا همگی به خاطر وجود یک حلقه مفقوده ،بی استفاده و نا کارآمد میشوند ،این "حلقه مفقوده"چیست...!؟  

آقای حلت (مربی ایرانی و جوان موفقیت ) از راز جادویی صحبت میکنن که به اون تکنیک ساده گرفتن یا آسان گیری لقب دادن و اینکه بسیاری از مردم از جواب دادن به مسایلی که طی روز با آنها درگیر میشن عاجزند ،فقط و فقط به خاطر اینکه تصورشان از مشکل از خود مشکل بزرگتر است.

میگن در مسابقه ای از یک دانشمند ریاضی پرسیدند ۲ به علاوه ۱ چند میشه...!؟‌ از اونجایی که طرف یک ریاضیدان بزرگ بود و فکر میکرد باید نکته غریبی در مسئله باشه، یک هفته وقت خواست تا به مسئله فکر کنه ،روزها و شبها بدنبال جواب گشت و یک هفته بعد با کوهی از جوابهای پیچیده برگشت :( ۲ به علاوه ۱ میشه ۲۱ ،یا ۱۲ ،و یا اگر اینطور باشه ،میشه ....) . اما در همین حین، یک کودک دبستانی آرام گفت ۳ ،و جایزه را برد.

واقعا علم و دانش زیاد ریاضیدان به خودی خود مانع یا دلیل اشتباه اون نیست ،بلکه پیچیده کردن مسایل ساده باعث این میشه که شکست بخوره ، و جالب اینجاست که متاسفانه ما نمیتونیم به عمق مسایل پی ببریم چون پیچیده فکر میکنیم. دانش بیشتر ،در بسیاری مواقع باعث پیچیده کردن امور ساده و دور شدن انسان از جوابهای ساده و موثر میشود.

انیشتین جمله زیبایی داره که میگه : اگر نتوانید یک مساله پیچیده را به زبان خیلی ساده برای خودتان و دیگران توضیح دهید آن مسئله را از اساس نفهمیده اید.

به تجربه دیدم که انسانهایی که فعالیت ذهنی زیادی دارند حال چه شاعر ،نویسنده ،یا استاد دانشگاه (یا این دسته از نتورکرها) به خاطر پرداختن به امور پیچیده ذهنی به طور نا خودآگاه خود را از یک سلاح بسیار برنده و کارساز در زندگی یعنی ساده نگری محروم میکنند ،و به همین خاطر در صحنه های ساده زندگی در مقایسه با یک فرد عامی معمولی ( یک ورودی تازه کار و با انگیزه) همیشه شکست خورده و ناتوان ظاهر میشوند.

مدیر یک شرکت تولیدی ،مشکل بزرگی در میزان تلفات و اسقاطی های خط تولید داشت و مهندسان خبره شرکت نیز بعنوان راه حل ،تنها سیستمهای پیچیده و غیر قابل فهمی را ارائه میکردند که بسیار هزینه بر بود. در عوض مدیر با استفاده از ساده سازی و ساده گویی و صحبت کردن با کارگران مسن و با سابقه اما کم سواد شرکت به طور مستقیم و نه به صورت پرسشنامه ای ،مشکل را در عرض یک ماه حل کرد. به راه حلها توجه کنید:

۱- وقتی لازم نیست ،فقط به خاطر بیکار نبودن کارگرها ماشین ها را روشن نکنیم ،کارگرها را زودتر مرخص کنیم و در عوض به محض گرفتن سفارش و در روزهای مفید از آنها بخواهیم که بیشتر کار کنند.

۲- خرابی ها را از آخر به اول تعقیب کنیم و ایستگاه خراب را زیر ذره بین بگیریم.

۳- بگذاریم بچه ها کارشان را انجام دهند و نگذاریم که تحصیل کرده های بی تجربه بر سر کارگران داد بکشند و به آنها فخر بفروشند....!

خوب یک شبیه سازی ساده با نتورکرها خیلی چیزها را روشن میکند:

۱-اینکه ۴ لول پایین تر شما دل به کار نمیده و از زیر کار در میره ،و شما تمام وقت ازش کارهای آموزشی یا پرزنت بخواید ،فقط به خاطر اینکه بیکار نباشه خوب نیست ،در عوض به جای این ،کمی بهش فضای فکر کردن در مورد کار و انگیزه هاش بدید و در کنارش باشید و موقعی که کار رو با هم شروع کردید از اون بخواهید که کاملا در اختیار کار باشه.

۲- بی انگیزگی و مشکل رو در خودتون و لولهای میانی تون جستجو کنید و در لولی که مشکل رو پیدا کردید ساپورت و آموزش رو بالا ببرید.

۳- بگذارید بچه های جدیدتر کارشون رو انجام بدن و نگذارید که لولهای میانی تون سرشون داد بکشند یا بهشون فخر بفروشند و با اطلاعات و آنالیزهای پیچیده اونها رو سر در گم کنند.

در نهایت به یاد داشته باشید که به قول Dona (رئیس دانشگاه GITA ):

Exllence = Simplyمجله موفقیت آبان۸۵ باتشكراز:آقاي دلالزاده

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آذر1385ساعت 10:56  توسط محمد | 

عوامل مهم در راهبري را ميتوان به شرح زير خلاصه كرد:

1- شجاعت ادامه دار بر اساس شناخت از خويشتن و افراد مقابل : پيروان از يك راهبر فاقد اعتماد به نفس تبعيت نمي كنند.

2- توان كنترل خويشتن : كسي كه نتواند خود را كنترل كند ، هرگز نمي تواند ديگران را كنترل كند. كسي كه ميتواند بر خود مسلط باشد ، سرمشق پيروان خود مي شود.

3- داشتن احساس انصاف و عدالت : بدون داشتن احساس انصاف و عدالت هيچ راهبري نميتواند احترام پيروان خود را جلب كند.

4- قاطعيت در تصميم گيري : نداشتن قاطعيت در تصميم گيري نشان ميدهد كه آن راهبر به خود اعتماد ندارد.

5- داشتن برنامه هاي مشخص : رهبر موفق بايد كارش را برنامه ريزي كند و آن را به اجرا بگذارد. راهبري كه به حدس و گمان كار كند ، راهبري كه برنامه قبلي نداشته باشد ، به كشتي بي سكاني مي ماند كه دير يا زود به صخره ها برخورد خواهد كرد.

6- راهبر بايد از پيروان  خود فعال تر باشد.

7- شخصيت خوشايند : هيچ انسان بي توجهي نمي تواند يك راهبر موفق شود. راهبري مستلزم احترام است. اشخاص از كسي كه داراي شخصيت خوشايند نيست، پيروي نمي كند و به او احترام نمي گذارند.

8-احساس همدلي وهمدردي : راهبر موفق با همكارانش همدردي مي كند. راهبر موفق آن است كه پيروان خود و مسائل آنها را مي شناسد.

9- احاطه بر امور: راهبر موفق بايد بر جزئيات كار خود احاطه داشته باشد.

10- تمايل به قبول مسئوليت: راهبر موفق بايد مسئوليت اشتباهات و نواقص همكارانش را بپذيرد.

11- همكاري: راهبر موفق كسي است كه اصل فعاليتهاي تعاوني را ميداند. راهبر بايد بتواند همكارانش را به انجام كار تشويق كند.

راهبري مستلزم قدرت و قدرت مستلزم همكاري است.

اگر باچنین راهبری کار میکنید مطمئن باشید که ....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آذر1385ساعت 9:33  توسط محمد | 
 

              چگونه درزندگی فردی خود تغییروتحول مثبت ایجادکنیم

 

 

ایجاد تغییر و تحول مثبت در زندگی فردی و بالا رفتن از نرد بان موفقت در زندگی آرزوی هر کسی است . اما به سلامت طی کردن پله های این نبردبان مستلزم رعایت شرایط ذیل است :

 

(الف) روی هر پله نباید بیش از حد معمول مکث کرد .

 

(ب) پی از پیمودن پله اول , نوبت به پله ی دوم می رسد.

 

(ج) از نردبانی که پایه اش شکسته است نباید استفاده کرد .

 

(د) باید ابتدا جای پا را محکم کرد و سپس قدم بعدی را برداشت.

 

(ه) پس از استفاده از نردبان نباید آن را سرنگونش کرد.

 

و اما نردبان موفقیت شش پله دارد که گذراندن هر یک از آنها اگر به درستی و با کیفیت باشد و شرایط پیش گفته رعایت شده باشد به تدریج شما را به پیروزی و کامیابی نزدیک تر می کند:

                              

                            پله اول:خودشناسی وخودباوری

 

در اینجا شما باید به نداهای درونی که از اعماق وجود تان بر می خیزد توجه کنید و آرزوهای قلبی تان را دریابید . سعی کنید از طریق تفکر و تجزیه و تحلیل خود ,  توانائی ها و استعداد هایتان را کشف کنید.

وقتی که وارد جزیره ناشناخته وجود خویش می شوید چیزهای شگفت انگیزی را مشاهده خواهید کرد . سپس خود را باور کنید و به خود , توانائی ها و قدرتمندی تان ایمان بیاورید . بگویید : می توانم , لذت و احساس خوشایندی که در هنگام گفتن می توانم در شما پد ید می آید با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست . اگر شما اطمینانی مطلق که ناشی از ایمان قوی است در خود به وجود آورید در آن صورت واقعا به انجام هر کاری قادر خواهید بود ولو اینکه د یگران به غیر ممکن بودن آن ایمان داشته باشند پس به خودتان تکیه کنید وهمه چیز را ار خودتان بخواهید , تنها شما هستید که سرنوشت خود را معین می کنید . متاسفانه اکثر مردم اشتباهات و اهمال کاریهای خود را در زندگی به گردن تقدیر می اندازند.

 

                                  پله دوم:هدفگذاری

 

وجود هدف برای تعیین جهت حرکت ما در مسیرزندگی ضروری است. وقتی هدفی روشن و چالش برانگیز در پیش داشته باشیم که کمترین تردیدی درباره آن به خود راه ندهیم احساسی عالی به ما دست می دهد.

پس براساس استعداد ها , قابلیت ها و خواسته های واقعی خود اهداف بلند مدتی را برگزینید.

 

بهتر است اهداف چند جانبه ای را در زمینه های لمی و تحصیلی , جسمانی و سلامتی , مذهبی , معنوی , شغلی و مالی و . . . انتخاب کنید. از این طریق تمام ابعاد وجودی خویش را گسترش می دهید. این اهداف را به طور واضح و دقیق مشخص کرده و حتما بر روی کاغذ بنویسید . زمان لازم برای رسیدن به آنها را تعیین و نیز توجه داشته باشید که اهداف باید در باورتان بگنجد و شور و شوقی را در شما برای رسیدن به آنها ایجاد کند.

 

اهداف خود را همیشه همراه خود داشته باشید و هر روز آنها را مرورکنید و از خود بپرسید :

امروز چه کاری (هرچندکوچک) در راستای اهداف خود انجام داده ام؟ و هر از گاهی به بررسی آنها بپردازید شاید متوجه که اهدافتان خیلی کم بینانه و یا خیلی بلند پروازانه و غیر واقعی است در این صورت به تعدیل آنها پرداخته و حالت متعادلی را به وجود آورید.

 

                                پله سوم:برنامه ریزی

 

برنامه عبارت است از : تعیین اهداف جزئی و کوتاه مدتی که در راستای اهداف بلند مدت قرار دارد – و راه رسیدن به آنها .

برنامه ریزی تلاشی ذهنی است که قبل از تلاش فیزیکی یا اقدام به انجام کار صورت گرفته و راه تحقق این اهداف تفکیک شده را معین می کند.

برای طراحی برنامه ای کارآ و اثر بخش باید از تمام واقعیت های مربوط موجود اطلاع حاصل کرده و با دیدی همه سونگر که فرصتها و محدودیتهای محیطی (بیرونی) و قوتها و ضعف های فردی (درونی) را مدنظر قرار می دهد برنامه ای مناسب و انعطاف پذیر در جهت نیل به اهداف تدوین کرد .

در یکبرنامه خوب فعالیتی که باید انجام شود , روش انجام , زمان و مکان , منابع لازم و . . . قید میشود.

 

                        پله چهارم:عمل وتلاش آگاهانه

 

همه انسانهای موفق اهل عمل و تلاش اند. کسانی که همواره در مورد اهدافشان سخن سرائی می کنند و هرگز دست به عمل نمی زنند موفقیتی نخواهند داشت. موفقیت هیچ ربطی به شانس ندارد . هر چه بیشتر تلاش کنیم و از خود فعالیت و حرکت نشان دهیم به همان اندازه به موفقیت نزدیکتر می شویم. از آنجا که عمر علاوه بر طول , عرض و عمق هم دارد. هر چه شدیدتر و بهتر کار کنید بیشتر زندگی می کنید چرا که به عرض زندگی تان می افزایید و در نتیجه شاداب تر , سرزنده تر و راضی تر خواهید بود. لذا شما باید حرکت کنید . حرکت باعث رشد و باروری اعتماد به نفس می شود. مستقیما وارد عمل شوید و دست به اقدام بزنید زیرا که اقدام ترس را از بین می برد.

 

بگویید : باید همین الان شروع کنم و شروع کنید صبر نکنید تا اوضاع مساعد شود ,زیرا هیچ وقت نمس شود . انتظار برای فراهم آمدن شرایط مطلوب انتظاری است که تا ابد به درازا می کشد. درعین حال , باید توجه داشته باشید که تلاشهایتان آگاهانه , حساب شده و منظم باشد و کارها را از روی فکر و ذکاوت انجام دهید . همیشه به دنبال بهترین راه ممکن باشید. همیشه راه بهتری برای انجام کارها وجود دارد.

 

               پله پنجم:پشتکارواستقامت-صبروانعطاف پذیری

 

الف – پشتکار : وقتی که وارد صحنه می شوید و دست به عمل می زنید قسمت عمده ای از کار را به انجام رسانیده اید اما برای تحقق هدف و کسب نتیجه باید حتما پشتکار به خرج دهید و پیگیر باشید . پیگیری کارها مغز را فعال و امید به موفقیت را در شخص بارور می سازد.

اگر در کارها جدیت نداشته باشیم بی استعدادترین افراد مصمم و با اراده نیز از ما پیشی خواهند گرفت چرا که فقدان استعداد , با مقاومت , سختکوسی , نظم, دقت و صبر و شکیبائب قابل جبران است.

پس عزمی آهنین و راسخ پیشه کنید. هرگز از تلاش و کوشش خسته نشوید , آخرین کلید باقیمانده شاید بازگشاینده قفل در باشد.

 

ب- صبر : صبر داشته باشید , نگذارید مشکلات و موانع شما را ناامید کند .از مشکلات درس بگیریر و از هر خطایی تجربه ای کسب کنید.

 

ج- انعطاف پذیری : در زمینه  راه های رسیدن به هدف تعصب نشان ندهید و به یک راه معین نچسبید . به دنبال هدف نهائی باشید اما در عقاید خود خشک نباشید و قابلیت انطاف داشته باشید . با دوباره سنجی برنامه هایتاندست به ابتکارات و ابداعات جدید بزنید و راه حلهای آسانتر و عملی تر را جستجو کنید. وقتی که صبر و استقامت و انعطافپذیری از خود نشان دهید کامیابی شما را در بر خواهد گرفت و طعم پیروزی را می چشید.

 

                                 پله ششم:نتیجه گیری

در صورتی که پله های قبلی  به خوبی پشت سر گذاشته شود نتیجه د لخواه خود بخود به دست می آید حتی اگر نتیجه موجود د لخواه و مطلوب شما نباشد جای هیچگونه ناراحتی و تاسف نیست. اصولا هر وضعیتی مانند سکه یک روی خوب و یک روی بد دارد , آن روی خوب را پیدا کنید و جنبه های مثبت را ببینید.

شکست ظاهری پلی است به سوی پیروزی حقیقی.

از خود دو سوال بپرسید :

 1- اشکال کار کجا بود ؟

 2- راههای جدید کدامند؟ و مجد دا و خلا قانه تر اقدام کنید.

 

منابع :

 

1-راز موفقیت در بازار کار(اصغر کیهان  نیا)

 

2-اصول مدیریت(علی رضائیان)

 

3-بسوی کامیابی(آنتونی رابینز)

 

4-جادوی فکر بزرگ(دیوید شوارتز)

+ نوشته شده در  جمعه 17 آذر1385ساعت 10:11  توسط محمد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به نام او که حمایتگر همه است

اگر با یکی دوبار غواصی کردن مروارید صید نکردی از اقیانوس ایراد نگیر بگرد نقاط ضعف غواصی خود را پیدا کن شاید هنوز به عمق کافی نرسیدی.

(((شکستی نیست مگر دست کشیدن از تلاش)))
هدف ما ارتقا. فرهنگ نتورک سالم است ،و نه اینکه سرمایه های ملی خود را با اغفال شدن از سوی شرکت های ناسالم خارجی از دست بدهیم.....
یا حق


پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردني است......



پیوندهای روزانه
ستاره دریایی قزوین
2 سالگی وست ویژن.....
آنچرا که در مورد منوی Cancelation باید بدانید....
قطعا با خواندن مطالب زیر تعجب خواهید کرد
thebestofleaders
تمامی مواردی که باعث می شود دفتر کاری شما باز نشود
نا امیدی مممممممنوع
120 قانون در موفقيت و زندگي
پاسخ به من پول ندارم.....
بزرگان چگونه شكست ميخورند؟ مرد اول - بخش دوم
بزرگان چگونه شكست ميخورند؟ مرد اول - بخش اول
عذر تراشی یا بیماری شکست پذیری.....
تجربه کلمه ايست که انسانها بر خطاهاي خويش مينهند ......
وبلاگVASTGOAL
ادعای گلد کوئست
راز موفقیت 1
راز موفقیت 1
راز موفقیت 2
راز موفقیت 3
راز موفقیت 4
راز موفقیت 5
راز موفقیت 6
راز موفقیت 7
راز موفقیت 8
راز موفقیت 9
راز موفقیت 10
راز موفقیت 11
BV3 گروه
100راهکار تازه
ماجرای نتورک مارکتینگ در کشور ایران
( موج خروشان)
سردار طلایی و همایش بزرگ وست ویژن سردار طلایی و همایش بزرگ وست ویژن
سوالاتی مهم و کاربردی
همانند یک لیدر سطح بالا فکر کنید؟؟؟؟؟؟!!!!!!
آیا مدانید که .... آیا مدانید که .... آیا مدانید که .... آیا مدانید که ....
چهارچوب ذهنی یعنی زاویه دید
گام هایی برای اعتماد به نفس
طریقه پورسانت دهی برای کسی که Step 8 به او تعلق خواهد گرفت
زندگی نامه نیوتون
زندگی نامه لئونارد اویلر
من اگر جای تو بودم
همه ی امور به هم مرتبط اند
فرق باور و ایمان
زندگی به تناسب شهامت آدمی گسترش يا فروکش می يابد. (آنيس نين)
BBC:ممنوعیت بازاریابی شبکه ای در ایران دستاویز جدید غرب برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی17/08/85 "اخبار رسانه"
چرا گاهی اوقات به اهدافمان نمی رسیم ؟
آيا دوست داريد يك ليدر خوب باشيد ؟
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
86/09/08 - 86/09/14
86/08/08 - 86/08/14
86/06/08 - 86/06/14
86/04/05 - 86/04/21
86/03/22 - 86/03/31
86/03/05 - 86/03/21
86/01/22 - 86/01/31
86/01/05 - 86/01/21
86/01/08 - 86/01/14
85/12/22 - 85/12/29
85/12/05 - 85/12/21
85/12/08 - 85/12/14
85/12/01 - 85/12/07
85/11/22 - 85/11/30
85/11/08 - 85/11/14
85/11/01 - 85/11/07
85/10/22 - 85/10/30
85/10/05 - 85/10/21
85/10/08 - 85/10/14
85/10/01 - 85/10/07
85/09/22 - 85/09/30
85/09/05 - 85/09/21
85/09/08 - 85/09/14
85/09/01 - 85/09/07
85/08/22 - 85/08/30
85/08/01 - 85/08/07
85/07/05 - 85/07/21
85/07/08 - 85/07/14
85/07/01 - 85/07/07
آرشیو موضوعی
اخبار
آموزشی / تحلیلی
نویسندگان
محمد
سعید
پیوندها
اساسنامه ثبت در قوه قضائیه
هکر سیف
وری ساین
تفاوت نتورک سالم وناسالم از دیدگاه جناب آقای مهندس بابایی
دلایل عدم شکست وست ویژن و موفقیت دایم در آن
گالری محصولات در جی بانک
هات ویژن تیم
وست شیراز
روز نامه هدف و اقتصاد: 08/06/85
گروه طلایی وست ویژن
ورود به دفتر کار
وست ویژن ایران در تبریز
مسایل حرفه ای
تاپ لیدرز
حرف هایه گرانبهاتر از طلا
کاتالوگ وست ویژن
تیم آموزشی راه سبز
فتح بهشت
روز نامه هدف و اقتصاد
قوانين FTC
جزوه آموزشی
سوال از شما جواب از جناب مهندس بابایی
اساسنامه در قوه قضائیه
Vast Lion King
گزارش از لندن و حضور وست وي‍ژن در نمايشگاه بين الملي صنايع دستي
سر بندر وست
وست تبریز
تیم آموزشی راه سبز
وست دزفول
دنیای N.L.P
مصاحبه با دکتر بابایی مدیر عامل محترم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

" TOP VISION TEAM.با بهترین کمپانی نتورک ایران آشنا شدید. به اميد ساعاتی خوش برای همه عزيزان بازديد كننده " " به خدا نگوييد كه يك مشكل بزرگ داريد به مشكل بگوييد كه يك خدای بزرگ داريد "